شيخ نعمانى روايت كرده از عميره دختر نفيل كه گفت : شنيدم حسين بن على عليهما السّلام مىفرمايد : « نخواهد شد آن امرى كه شما منتظر آنيد تا آنكه بيزارى جويد بعضى از شما از بعضى و خيو اندازد بعضى از شما در صورت بعضى و شهادت دهد بعضى از شما به كفر بعضى و لعن كند بعضى از شما بعضى را . »
پس گفتم : به آن جناب كه خيرى نيست در آن زمان ؟
پس حسين عليه السّلام فرمود : « تمام خير در آن زمان است كه خروج مىكند قائم ما و همهء آنها را دفع مىكند . » « 1 »
و نيز از جناب صادق عليه السّلام خبرى نقل كرده به همين مضمون . « 2 »
از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود به مالك بن ضمره كه : « اى مالك ! چگونهاى تو ، آنگاه كه شيعه اختلاف كنند چنين ؟ » و انگشتان مبارك را داخل نمود در يكديگر . پس گفتم : يا امير المؤمنين در آن زمان خيرى نيست .
فرمود : « تمام خير در آن وقت است . خروج مىكند قائم ما . پس مقدّم مىشود بر او ، هفتاد مرد كه دروغ مىگويند بر خدا و رسول او . پس همه را مىكشد . آنگاه جمع مىكند ايشان را بر يك امر . » « 3 »
نيز از جناب باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « هرآينه آزموده خواهيد شد ، اى شيعهء آل محمّد ! آزموده شدن سرمه در چشم . پس به درستى كه صاحب سرمه مىداند كه كى سرمه در چشمش ريخته مىشود و نمىداند كه چه وقت از چشم بيرون مىرود و چنين است كه صبح مىكند مرد بر جادّهاى از امر ما و شام مىكند و حال آنكه بيرون رفته از آن و شام مىكند بر جادّهاى از امر ما و صبح مىكند و حال آنكه بيرون رفته از آن . » « 4 »
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 205 - 206 .
( 2 ) . همان ، ص 206 .
( 3 ) . همان ، ص 206 .
( 4 ) . همان ، ص 207 .