دست داده است و حزن بر من غالب شده است . « 1 » الخبر .
از براى اين مقام ، همين خبر شريف كافى است چه اگر تحيّر و تفرّق و ابتلاى شيعه در ايّام غيبت و تولّد شكوك و شبهات در قلوب ايشان ، سبب شود از براى گريستن حضرت صادق عليه السّلام ، سالها پيش از وقوع آن و بردن خواب از چشمهاى مباركش ، پس مؤمن مبتلاى به آن حادثهء عظيمهء غرق شده در آن گرداب بىكرانه تاريك موّاج ، سزاوارتر است به گريه و زارى و ناله و بىقرارى و حزن و اندوه دائمى و تضرّع به سوى حضرت بارى جلّ و علا .
در فضل انتظار فرج
دوم : از تكاليف قلبيّه ، انتظار فرج آل محمّد در هر آن و ترقيب بروز و ظهور دولت قاهره و سلطنت ظاهره مهدى آل محمّد عليهم السّلام و پر شدن زمين از عدل و داد و غالب شدن دين قويم ، بر جميع اديان كه خداى تعالى به نبى اكرم خود خبر داد و وعده فرمود ، بلكه بشارت آن را به جميع پيغمبران و امم داده كه چنين روزى خواهد آمد كه جز خداى تعالى كسى را پرستش نكنند و چيزى از دين نماند كه از بيم احدى در پردهء ستر و حجاب بماند و بلا و شدّت از حقپرستان برود .
چنان چه در زيارت مهدى آل محمّد عليهم السّلام است كه : « السلام على المهدى الّذى وعد اللّه به الامم ان يجمع به الكلم و يلم به الشعث و يملأ به الارض عدلا و قسطا و ينجز به وعد المؤمنين . » « 2 » سلام بر مهدى ! آن جنابى كه وعده داده به او جميع امّتها را كه جمع كند به وجود او كلمهها را ، - يعنى اختلاف را از ميان برد و دين يكى شود و گرد آورد به او پراكندگىها را و پر كند به او زمين را از عدل و داد و انفاذ فرمايد به سبب او وعدهء فرجى كه به مؤمنين داده و اين فرج عظيم را در سنه هفتاد از هجرت ، وعده داده بودند .
چنان چه شيخ راوندى در خرايج « 3 » از ابى اسحاق سبيعى روايت كرده و از عمرو بن
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 352 - 354 .
( 2 ) . المزار ، شهيد اول ، ص 209 ؛ بحار الانوار ، ج 99 ، ص 101 .
( 3 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 178 .