البته آن را كه اندك غيرتى است در فطرت پيوسته محزون و غمگين خواهد بود و حالش چون حال فرزند سلطان عادلى خواهد بود كه تمام احكامش به قانون معدلت و داد و بر رعايا مهربان باشد ، پس مغلوب عدوّى شود كه در گوشهاى حبسش كند و دستش را از همه چيز كوتاه كند و آنچه كند جز جور و تعدّى چيزى نباشد .
و در كافى « 1 » و تهذيب « 2 » و فقيه « 3 » مروى است كه جناب باقر عليه السّلام فرمود به عبد اللّه ظبيان كه : « هيچ عيدى نيست براى مسلمين ، نه قربانى و نه فطر ، مگر آنكه تازه مىكند خداوند براى آل محمّد عليهم السّلام حزنى را . »
راوى پرسيد : چرا ؟
فرمود : « زيرا كه ايشان مىبينند حقّ خود را در دست غير خودشان . »
و سيّد جليل على بن طاوس رحمه اللّه در كشف المحجّة « 4 » فرموده : وصيّت مىكنم تو را اى فرزند من ، محمد و برادرت و هر كس بر اين كتاب من واقف شود به راستى در معامله با خداوند - جلّ جلاله - و رسول او صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حفظ وصيّت ايشان به آنچه بشارت دادند به آن از ظهور مولاى ما مهدى - عجل اللّه فرجه - .
پس به درستى كه من يافتهام قول و فعل بسيارى از مردم را در امر آن جناب ، مخالف با عقيده از چند راه .
از آن جمله كه من يافتهام كه اگر برود از كسى كه اعتقاد دارد امامت او را ، بندهاى يا اسبى يا درهمى يا دينارى ، متعلّق مىشود خاطر او و ظاهر او از براى طلب آن چيز مفقود و بذل مىنمايد در تحصيل او ، غايت مجهود را و نديدم كه از براى متأخّر بودن اين محتشم عظيم الشأن ، از اصلاح اسلام و ايمان و قطع دابر كفّار و اهل عدوان تعلّق خاطرش مثل تعلّق خاطرش باشد به اين اشياى محقّره .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 170 .
( 2 ) . تذهيب الاحكام ، ج 3 ، ص 289 .
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 511 .
( 4 ) . كشف المحجة لثمرة المهجة ، ص 148 - 149 .