اضطرابش زياد و خواب راحت را بالمرّه فراموش نمايد كه شخصى به اين عظمت و جلالت و بزرگى و رأفت و احسان و عطوفت و مهربانتر از هزار پدر حاضر و ناظر ، و لكن چنان در پردهء حجابى از حجابهاى الهيّه پنهان و پوشيده كه نه دستى به دامانش رسد و نه چشمى به جمالش افتد و نه از مقرّ سلطنتش خبرى و نه از محلّ اقامت و رحلتش اثرى . هر دون و خسيسى را بيند جز آنكه جز او ، كسى را نجويد و هر لغو ناملايم و منكرى را بشنود جز سخنى از آنكه جز او نخواهد كسى سخنى گويد .
و در عيون « 1 » از جناب رضا عليه السّلام مروى است كه در ضمن خبرى متعلّق به آن جناب فرمود : « چه بسيار مؤمنه و چه بسيار مؤمنى كه متأسّف و حيران و محزونند در وقت فقدان ماء معين » يعنى حضرت حجت عليه السّلام .
در فقرات شريفهء دعاى ندبهء معروفه كه در چهار عيد و روز جمعه و شب آن بايد خواند ، اشاره شده به اين مقام كه حاصل مضمون بعضى از آنها اين است ، بعد از ذكر پارهاى از اوصاف و مناقب آن جناب - روحنا فداه - كه :
« كاش مىدانستم كه تو در كجا اقامت نمودى و كدام زمين و خاك تو را برگرفته !
آيا به رضوى جاى دارى يا ذى طوى ؟
گران است بر من كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و نشنوم از تو ، نه آوازى و نه رازى .
گران است بر من كه احاطه كند به تو بلا ، نه به من و نرسد به تو از من ، نه نالهاى و نه شكايتى .
جانم فداى تو غايبى كه از ما كناره ندارى !
جانم فداى تو دور شدهاى كه از ما دورى نگرفتى !
جانم فداى تو كه آرزوى هر مشتاق آرزومندى از مرد و زن كه تو را ياد آورند و ناله كنند !
گران است بر من كه من بر تو بگريم و خلق از تو دست كشيده باشند .
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 10 .