باب دهم در ذكر شمّهاى از تكاليف عباد بالنسبة به امام عصر عليه السّلام
و آداب بندگى و رسوم فرمانبرى آنان كه سر به زير بار فرمان و اطاعت آن جناب فرود آوردهاند و خود را عبد طاعت و ريزهخوار خوان احسان وجود عام آن جناب دانسته و آن شخص معظّم را امام و واسطهء رساندن فيوضات الهيّه و نعم غير متناهيّهء دنيويّه و اخرويّه قرار دادهاند چه ؛ آنكه آن تكاليف از آداب و رسوم بندگى و لوازم احترام و توقير لازم آن جناب باشد كه در عمل به آن مقصدى جز اين نباشد . هر چند سبب باشد از براى خيرات عاجله و آجله و دخول عامل در زمرهء محبّين مطيعين يا از مقدّمات پيدا كردن وسيلهاى باشد به سوى آن جناب به جهت جلب منافع دنيويّه و اخرويّه و دفع شرور ارضيّه و سماويّه كه راهى نيست به آن جلب و دفع ، جز با چنگ زدن به دامان آن جناب و مسألت نمودن از آن ولىّ النعم به لسان استعداد و حال ، يا به زبان ضراعت و مقال .
از آنها چند چيز بيان مىشود كه بعضى قلبيّه و بعضى جوارحيّه و بعضى لسانيّه و بعضى ماليّه است :
در مهموم بودن براى امام عصر عليه السّلام در ايّام غيبت
اول : مهموم بودن براى آن جناب عليه السّلام در ايّام غيبت و مفارقت و سبب اين همّ متعدّد است .
اول : مجرّد مستور و محجوب بودن و نرسيدن دست به دامان وصالش و روشن نگشتن ديدگان به نور جمالش با بودنش در ميان انام و اطّلاعش بر خفاياى كردار عباد در آناى ليالى و ايّام ؛ چه انسان مدّعى وصول به درجهء ايمان به جنان ، نه به مجرّد قول به زبان ،