ندانند يا در تأثير ، آنها را مستقل شمارند و تمام كون و فساد و تغيير و تبديل اين عالم را به آنها نسبت دهند . پس ايشان گويند كه قوام اين عالم به آفتاب است و عطيّهء كبراى او ، در سنّ صد و بيست سال است .
جواب آنكه : جايز است در نزد ارباب نجوم كه منظم شود به عطيّهء آفتاب ، اسبابى ديگر كه آن عطيّه را اضعاف آن كند .
توضيح اين اجمال آنكه ايشان را در اين مقام دو اصطلاح است : يكى هيلاج ، دوم كدخدا و اين دو در صورت زايجهء طالع مولود ، دليل عمر باشد كه از روى آن ، حكم بر زيادى و كمى عمر كنند . يكى از آن دو متعلّق به جسم است و ديگرى به جان و در تعيين آن خلاف است . در بعضى از رسايل ايشان ، چنين است كه دليل عمر بر دو نوع است . يكى دليل جسم كه آن را هيلاج خوانند و دوم دليل جان كه آن را كدخدا نامند و اين دو به منزله هيولا و صورتاند اسباب عمر را .
لكن معروف ، عكس اين است كه هيلاج در صورت طالع ، دلايلى است كه دلالت مىكند بر نفس مولود و كدخدا دلالت مىكند بر بدن مولود و كثرت هيلاج در نزد ايشان ، دلالت مىكند بر طول عمر و كثرت كدخدا دلالت مىكند بر خوشى زندگانى .
و هيلاج در نزد ايشان پنج چيز است : آفتاب و ماه و سهم السعادة و جزو مقدّم از اجتماع يا استقبال و درجهء طالع .
و كدخدا كوكب صاحب خطّى است كه ناظر باشد به هيلاج و شرط كردند بعضى از ايشان در كدخداييّت ، استيلا را بر موضع هيلاج و بعضى از ايشان كافى دانسته در اين مقام ، نظر برجى را و شايد نظر به درجه اقوى باشد و اگر آفتاب يا ماه در شرف خود باشند ، پس ايشان سزاوارترند به كدخداييّت .
قطب الدين اشكورى در محبوب القلوب گفته كه : صلاحيّت هيلاجى به كسوف و خسوف و محاق و تحت الشعاع باطل كرده و كدخدا صاحب خطّى باشد در موضع هيلاج و ناظر به دو ؛ اگر به درجه نباشد به برجيّت جايز باشد . به شرط آنكه در حدّ اتصال باشد يا با او مساوى بود كه موضع تناظر است در درجات مطالع يا در طول نهار و چون بعد كدخدا
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 841
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٨٤١