آنگاه كراجكى فرمود كه خبر داد مرا قاضى ابو الحسن اسد بن ابراهيم سلمى حرانى و ابو عبد اللّه حسين بن محمّد صيرفى بغدادى كه هر دو گفتند : خبر داد ما را أبو بكر بن محمّد معروف به مفيد جرجرانى به نحو قرائت بر او .
و صيرفى گفت : شنيدم از او كه املا كرد سنهء سيصد و شصت و پنج .
گفت : خبر داد مرا على بن عثمان بن خطّاب بن عبد اللّه بن عوام بلوى از اهل مدينهء مغرب ، كه آن را مزيده مىگويند و معروف است به ابن ابى الدنيا ، معمّر ، كه گفت : شنيدم على بن ابى طالب عليه السّلام مىفرمود :
كه شنيدم رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمود : « كلمهء حق گمشدهء مؤمن است . هركجا آن را يافت ، پس او احق است به آن »
و دوازده خبر ديگر به همين سند نقل كرد .
آنگاه فرمود كه أبو بكر معروف به مفيد گفت كه من اثر شكستگى را در صورت او ديدم و او گفت : خبر كردم امير المؤمنين عليه السّلام را به قصّه و حديث خود در سفرم و مردن پدر و عمّم و چشمهاى كه از آن نوشيدم تنها .
پس فرمود : « اين چشمهاى است كه نمىنوشد از آن احدى ، مگر آنكه عمر طولانى مىكند و بشارت باد تو را ! كه تو عمر مىكنى و نبودى كه بعد از آشاميدن آن را بيابى . »
كراجكى فرمود : احاديثى كه روايت كرده آنها را از شيخ ابو محمّد حسن بن محمّد حسينى كه روايت نكرده آنها را ابو بكر محمّد بن محمّد جرجرانى .
پس اين است كه شريف ابو محمّد فرمود كه : خبر داد ما را على بن عثمان ، معمّر اشبح ، آنگاه خبر مدح يمن و يك خبر شريف ديگر نقل كرد . « 1 »
مؤلّف گويد : غرض از اين تطويل ، دفع توهّم تعدّد اين مغربى است ، با آن مغربى كه از مجالس شيخ نقل كرديم ؛ اگر چه به حسب بادى نظر ، متعدّد مىنمايد و ما نيز دو عنوان كرديم ، بلكه محدّث جليل ، سيّد عبد اللّه سبط محدّث جزايرى ، در اجازهء كبيرهء خود ، بعد از عباراتى كه در صدر اين حكايت از ايشان نقل كرديم ، فرموده :
هامش
( 1 ) . كنز الفوائد ، ص ص 262 - 266 .