بغض او يا جلب دنيا يا عداوت دين يا غير آن ، از هر دو كار حاصل مىشود .
و حق در جواب آنكه :
هم صريحا خبر از غيبت دادند و در ضمن صفات مهدى عليه السّلام فرمودند كه : او غايب مىشود مدّتى مديد تا آنكه گفته مىشود كه مرد و هلاك شد . « 1 » » در بعضى اخبار تصريح فرمودند : او را دو غيبت است : يكى اطول از ديگرى است . « 2 »
و هم ، ضمنا در جملهء اخبار متواتره ، كه خبر دادند كه مهدى عليه السّلام نهم از اولاد امام حسين عليه السّلام است . « 3 »
با ملاحظهء آنچه وارد شده در كتب فريقين كه خروج آن حضرت در آخر الزمان است و اينكه كسى او را به ظاهر نمىبيند ، پس از تعيين نسب و خروج در آخر الزّمان ، بيان وافى از غيبت آن جناب فرمودند .
امّا آنچه گفته او و غير او ، كه غيبت در اين مدّت از خوارق عادات است ؛ پس جواب از آن معلوم شد . و ما حسب وعدهاى كه داديم كه اسامى بعضى از معمّرين را ذكر نماييم بىتطويل ، به جهت رفع استبعاد عوام عامّه ، وفا كرده و مىگوييم :
حضرت خضر پيغمبر عليه السّلام
كه احدى از اهل اسلام را شكّى نيست در وجود آن جناب و بقاى او ، از چند هزار سال پيش تاكنون .
و در كتب اهل سنّت مكرّر نقل شد در احوال مشايخ و عرفاى خود كه فلان با جناب خضر ملاقات كرد در فلان محل و از او تلقّى كرد و علم آموخت .
چنان چه محيى الدين در باب بيست و پنجم فتوحات گفته كه شيخ ابو العباس عرينى ، سخنى با من گفت و من قبول نمىكردم . چون از او جدا شدم شخصى را ديدم كه مىگفت :
هامش
( 1 ) . ر . ك : كمال الدين و تمام النعمة ، ص 394 .
( 2 ) . ر . ك : ينابيع المودة لذوى القربى ، ج 3 ، ص 249 .
( 3 ) . ر . ك : كتاب سليم بن قيس الهلالى ، ص 478 . كفاية الاثر ، ص 98 - 99 - 107 .