ابن عربى مالكى با آن همه نصب و عداوتى كه با اماميّه دارد ، حتى در مسامرهء ، خود مىگويد : رجبيون ، جمعى از اهل رياضتاند در ماه رجب كه اثر كشف ايشان اين است كه رافضيان را به صورت خوك مىبينند ، در باب سيصد و شصت و شش از فتوحات خود مىگويد : « و بدانيد كه لا بد است از خروج مهدى عليه السّلام لكن بيرون نمىآيد تا آنكه پر شود زمين از جور و ظلم . پس پر مىكند آن را از قسط و عدل و اگر نماند از دنيا مگر يك روز ، خداوند طولانى مىكند آن روز را تا آنكه خلافت كند اين خليفه و او از عترت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، از فرزندان فاطمه جدّ او حسين بن على بن ابى طالب عليهما السّلام است و والد او حسن عسكرى عليه السّلام است ، پسر امام على نقى ، پسر امام محمّد تقى ، پسر امام على الرضا ، پسر امام موسى الكاظم ، پسر امام جعفر الصادق ، پسر امام محمّد الباقر ، پسر امام زين العابدين على ، پسر امام حسين ، پسر على بن ابى طالب عليهم السّلام . » تا آخر كلام كه شرحى است از اوصاف و حالات خروج آن جناب .
گذشت در باب چهارم با ذكر جماعتى ديگر از اهل سنّت كه موافقاند در اين رأى و طريقه با معاشر اماميّه .
امّا رابعا :
پس آنچه ابن حجر گفته كه غيبت آن جناب در اين مدت مديده از خوارق عادات است و بعيد است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن خبر ندهد و ذكر آن اولى است از ساير صفات ، پس واضح البطلان است ، چه سكوت از ذكر و وصفى هر چند اولى باشد به جهت حكمتى ، مضر نيست به ساير صفات كه فرموده و منطبق است بر آن جناب .
و از كجا معلوم كرده كه حضرت نبوى از اين صفت خبر نداده ، به مجرد نديدن خود ؟
شايد فرمود و نقل نشد ، مثل بسيار از چيزها كه يقين داريم فرموده و به ما نرسيده يا نقل شده و به او نرسيده . چه هر كسى واقف نشده بر تمام منقول از آن جناب به جهت كثرت ناقلين و تشتّت بلاد و اختلاف ميلها ، يا نقل شده و پنهان كردند همان اشخاص كه اخبار موضوعه جعل مىكردند ، چه آن غرضى كه در وضع اخبار داشتند از حبّ شخصى يا