كلام خواجه محمد پارسا در فصل الخطاب
محمّد بن محمّد بن محمود الحافظى البخارى كه معروف است به خواجه محمّد پارسا و ملّا جامى در نفحات الانس « 1 » او را مدح بليغ نموده ، در كتاب فصل الخطاب « 2 » گفته :
چون گمان كرد ابو عبد اللّه جعفر بن ابى الحسن على الهادى عليه السّلام كه فرزندى براى برادرش ابى محمّد حسن عسكرى عليه السّلام نيست و ادّعا كرد كه برادرش حسن عسكرى عليه السّلام امامت را در او قرار داد ، ناميده شد كذّاب و عقب از ولد جعفر بن على در على بن جعفر است و عقب اين على در سه نفر است ؛ عبد اللّه و جعفر و اسماعيل .
امّا ابو محمّد حسن عسكرى عليه السّلام فرزندش محمّد معلوم است در نزد خاصّهء اصحاب او و ثقات اهل او .
آنگاه مختصرى از حديث حكيمه خاتون را نقل كرده و در آخر آن گفته كه حضرت عسكرى عليه السّلام فرمود : « اى عمّه ! ببر اين فرزند را به نزد مادرش ! »
پس او را بردم و به مادرش برگرداندم .
حكيمه گفت : پس آمدم نزد ابى محمّد حسن عسكرى عليه السّلام . پس ديدم آن مولود را كه در پيش روى اوست و بر او جامهء زردى است و آن قدر بها و نور داشت كه قلب مرا مأخوذ داشت .
پس گفتم : اى سيّد من ! آيا در نزد شما علمى هست در اين مولود مبارك ؟ پس آن را القا فرمايى به من ! فرمود : « اى عمّه ! اين است ، آنكه بايد انتظار او را داشت . اين است ، آنكه ما را به او بشارت دادند . »
حكيمه گفت : پس من به سجده افتادم براى شكر خداوند بر اين مژده .
گفت : آنگاه تردّد مىكردم نزد ابى محمّد حسن عسكرى عليه السّلام . پس او را نمىديدم . پس روزى به او گفتم : اى مولاى من ! چه كردى با سيّد و منتظر ما ؟
فرمود : « سپرديم او را به كسى كه سپرد مادر موسى به او ، پسر خود را . »
هامش
( 1 ) . نفحات الانس من حضرات القدس ، ص 397 .
( 2 ) . فصل الخطاب ص 598 - 599 .