تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤

حكايت نود و سوم [ سيّد مهدى قزوينى ]

خبر دادند جماعتى از علما و صلحا و افاضل قاطنين نجف اشرف و حلّه كه از جملهء ايشان است سيّد سند و حبر معتمد ، زبدة العلماء و قدوة الالباء ، ميرزا صالح ، خلف ارشد سيّد المحقّقين و نور مصباح المجاهدين ، وحيد عصره ، سيّد مهدى قزوينى سابق الذكر - طاب ثراه - به اين سه حكايت آيندهء متعلّق به مرحوم والد خود - اعلى اللّه مقامه - و بعضى از آن را خود بلاواسطه شنيده بودم ، و لكن چون زمان شنيدن ، درصدد ضبط آن نبودم ، از جناب ميرزا صالح مستدعى شدم كه آنها را بنويسند ، به نحوى كه خود شنيدند از آن مرحوم . « فان اهل البيت ادرى بما فيه . » به علاوه كه خود در اعلى درجهء فضل و تقوا و سدادند و در سفر مكّهء معظّمه ، ذهابا و ايابا با ايشان مصاحب بودم . به جامعيّت ايشان كمتر كسى را ديدم . پس نوشتند مطابق آنچه از آن جماعت شنيده بودم و برادر ديگر ايشان عالم نحرير و صاحب فضل منير ، سيّد امجد ، جناب سيّد محمّد ، در آخر مكتوب ايشان ، نوشته بود كه اين سه كرامت را خود از والد مرحوم مبرور - عطّر اللّه مرقده - شنيدم .

صورت مكتوب : خواندن امام عصر عليه السّلام سورهء فاتحه براى ذى الدّمعه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خبر داد مرا بعضى از صلحاى ابرار از اهل حلّه ، گفت : صبحى از خانهء خود بيرون آمدم به قصد خانهء شما ، براى زيارت سيّد - اعلى اللّه مقامه - . پس در راه ، مرورم افتاد به مقام معروف به قبر سيّد محمّد ذى الدّمعه . پس ديدم در نزد شباك او از خارج ، شخصى را كه منظر نيكوى درخشانى داشت و مشغول است به قرائت فاتحة الكتاب .