تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١

حكايت نود و دوم [ فرمايش امام عصر عليه السّلام به مرحوم آقا سيّد باقر قزوينى ]

خبر داد مرا مشافهتا و مكاتبتا سيّد الفقهاء و سناد العلماء ، العالم الرّبانى المؤيّد بالطاف الخفيّه ، جناب سيّد مهدى قزوينى ساكن در حلّه سيفيّه ، صاحب مقامات عاليه و تصانيف شايعه - اعلى اللّه مقامه - گفت : خبر داد مرا والد روحانى و عمّ جسمانى من ، مرحوم مبرور ، علّامه فهّامه ، صاحب كرامات و اخبار به بعضى از مغيبات سيّد محمّد باقر نجل ، مرحوم سيّد احمد حسينى قزوينى كه در ايّام طاعون شديدى كه عارض شد در ارض عراق ، از مشاهد مشرّفه و غير آن در سال هزار و يك‌صد و هشتاد و شش و فرار كردند هر كس كه در مشهد غروى بود از علماى معروفين و غير ايشان حتّى علّامه طباطبايى و محقّق ، صاحب كشف الغطا و غير ايشان ، بعد از آن‌كه جمع غفيرى از ايشان وفات كردند و باقى نماند ، الّا معدودى از اهل نجف كه يكى از ايشان بود مرحوم سيّد كه مىفرمود : من روز در صحن مىنشستم و نبود در صحن و نه در غير او ، احدى از اهل علم ، مگر يك نفر معمّم از مجاورين عجم كه در مقابل من مىنشست . در اين اوقات ملاقات كردم شخص معظّم مبجّلى را در بعضى از كوچه‌هاى نجف اشرف و او را پيش از آن نديده بودم و بعد از آن نيز نديده‌ام ، با آن‌كه اهل نجف در آن روزها ، محصور بودند و احدى از بيرون ، داخل بلد نمىشد . پس چون مرا ديد ، ابتدا فرمود : « تو را روزى خواهد شد علم توحيد بعد از زمانى . » سيّد معظّم رحمه اللّه نقل كرد براى من و به خطّ خود نيز نوشت كه : عمّ اكرمش بعد از اين بشارت ، در شبى از شب‌ها در خواب ديد دو ملك را كه نازل شدند بر او و در دست يكى از آن دو ، چند لوح است كه در آن چيزى نوشته و در دست ديگرى ، ميزانى است . پس مشغول
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 761 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى