حكايت پنجاه و پنجم [ شيخ طاهر نجفى ]
صالح متّقى ، شيخ محمّد طاهر نجفى كه سالهاست خادم مسجد كوفه و با عيال ، در همان جا منزل دارد و غالب اهل علم نجف اشرف كه به آنجا مشرّف مىشوند ، او را مىشناسند و تاكنون از او ، غير از حسن و صلاح چيزى نقل نكردند و خود سالهاست او را مىشناسم به همين اوصاف و بعضى از علماى متّقين كه مدّتها در آنجا معتكف بوده به غايت از تقوا و ديانت او ذكر مىفرمود .
و حال ، اعمى از هر دو چشم و به حال خود مبتلا و همان عالم ، قضيّهاى از او نقل فرمود .
در سال گذشته در آن مسجد شريف از او جويا شدم ، گفت :
در هفت ، هشت سال قبل به واسطهء تردّد نكردن زوّار و محاربه ميان دو طايفهء زكرت و شمرت « 1 » در نجف كه باعث انقطاع تردّد اهل علم شد به آنجا ، امر زندگانى بر من تلخ شد . چه ممرّ معاش ، منحصر بود در اين دو طايفه با كثرت عيال خود و بعضى ايتام كه تكفّل آنها با من بود .
شب جمعهاى بود . هيچ قوت نداشتيم و اطفال از گرسنگى ناله مىكردند . بسيار دلتنگ شدم و غالبا مشغول به بعضى از اوراد و ختوم بودم در آن شب كه سوء حال به نهايت رسيده بود .
رو به قبله ميان محلّ سفينه كه معروف به جاى تنور است و دكّة القضاء نشسته بودم و شكوهء حال خود به سوى قادر متعال مىنمودم و اظهار رضامندى به آن حالت فقر و
هامش
( 1 ) . زكرت و شمرت دو طايفه از نجف اشرف هستند كه غالبا جنگ و نزاع داشتهاند و باعث خرابى و ويرانىهاى بسيار در اين شهر شريف شدهاند .