تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
اديان كشيد . وزير در مذمّت مذهب شيعه ، مبالغه نموده ، قلّت آن جماعت را بيان نمود و گفت : الحمد للّه اقلّ من القليل و خوار و ذليلند . در اين اثنا شخصى كه وزير با او در مقام توقير و احترام بود با وزير گفت كه : ادام اللّه بقاك ! اگر رخصت باشد در باب شيعه ، حكايتى كنم و آنچه به رأى العين مشاهده نموده‌ام به عرض رسانم و اگر صلاح ندانى ، ساكت گردم . وزير ساعتى متفكّر گشته ، آخر او را رخصت داد . وى خواست كه اول اظهار سازد كه كثرت ، دليل حقيّت دين سنّيان و قلّت ، حجّت بطلان مذهب شيعيان نمىشود . پس گفت : نشو و نماى من در مدينهء باهيه بوده كه شهرى است در غايت عظمت و بزرگى و هزار و دويست ضياع و قريه است در آن حوالى و عقل حيران است در كثرت مردم آن قرا و نواحى و لا يحصى عددهم الّا اللّه . و تمامى آن جمع كثير ، نصرانىاند و بر دين عيسوى و در حدود باهيهء مذكور ، جزاير عظيمهء كثيره واقع است و همهء مردم آن نصرانى و در صحارى و برارى جزاير مذكوره كه منتهى مىشود به نوبه و حبشه ، خلايق بسيار ساكنند و همه نصرانى و از مذهب اسلام عارى . همچنين سكنهء حبشه و نوبه و بربر از حدّ متجاوزند ، همه نصرانىاند و بر ملّت عيسوى و مسلمان در جنب كثرت ايشان ، چون اهل بهشت نسبت به دوزخيان . و بعد از اداى اين كلام ، اراده نمود كه بر وزير ظاهر سازد كه اگر كثرت ، دليل حقيّت مذهب است ، شيعيان زياده از اهل ملل و اديان‌اند . پس گفت كه : « قبل از اين به بيست و يك سال با پدرم به عزم تجارت از مدينهء باهيه بيرون آمده ، مسافرت نموديم و به جهت حرص و شره ، سفر پرخطر دريا اختيار كرديم تا قائد تقدير ، به قضاى ملك قدير ، عنان كشتى ما را كشيد و به جزاير مشتمل بر اشجار و انهار رسانيد . در آنجا مداين عظيمه و رساتيق عظيمهء كثيره ديديم تعجّب نموده از ناخدا استفسار اسامى آن جزاير نموديم .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 463 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى