تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢

حكايت دوم [ شهرهاى فرزندان آن حضرت ]

شريف زاهد ، ابو عبد اللّه محمّد بن على بن الحسن بن عبد الرحمن العلوى الحسينى در آخر كتاب تعازى « 1 » روايت كرده از شيخ اجلّ عالم حافظ حجة الاسلام سعيد بن احمد بن الرضى ، از شيخ اجلّ مقرى خطير الدين حمزة بن المسيب بن الحارث ، كه او حكايت كرد : در خانه من در ظفريه در مدينة السلام ، در هيجدهم شهر شعبان سنهء پانصد و چهل و چهار گفت : حديث كرد مرا شيخ من عالم بن ابى القمر عثمان بن عبد الباقى بن احمد الدمشقى در هفدهم جمادى الآخر از سنهء پانصد و چهل و دو گفت : خبر داد مرا الاجل العالم الحجّة كمال الدين احمد بن محمّد بن يحيى الانبارى در خانهء خود در بلدهء طيّبهء مدينة السلام ، شب پنج‌شنبه دهم شهر رمضان سال پانصد و چهل و دو گفت : بوديم در نزد وزير عون الدين يحيى بن هبيره در ماه رمضان سال گذشته و ما بر سر خوانى بوديم و در نزد او جماعتى بودند . بعد از افطار اكثر حضّار ، رخصت طلبيده و مراجعت نمودند و جمعى مخصوصان در آن مجلس به امر او ، توقّف كردند و در آن شب در پهلوى وزير ، مردى عزيز نشسته بود كه او را نمىشناختم و تا غايت به صحبت او نرسيده بودم . وزير بسيار تعظيم و تكريم او مىنمود و صحبت او را غنيمت دانسته ، استماع كلام او مىفرمود و بعد از امتداد زمان صحبت ، خواص نيز برخاستند كه به منازل خود مراجعت نمايند . اصحاب ، وزير را اخبار نمودند كه باران عظيم دست داده و راه عبور بر مردم بسته . وزير ، مانع رفتن مردم شده ، از هر باب سخنان ، مذكور گرديد تا سر رشتهء كلام به مذاهب و
هامش
( 1 ) . تعازى جمع تعزيه است . چون در آن جمع كرده تعزيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام را براى مصيبت‌زدگان و تسلّى كه به آنها دادند لهذا نام آن را تعازى گذاشت . منه . [ مرحوم مؤلّف ]
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 462 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى