حسين عليه السّلام رفته باشد ، لكن در كربلا او را خواهى ديد . اين بفرمود و از نظر من برفت . پس من به سموات آمده از آنجا به نجف آمدم و تو را نديدم و امروز وارد كربلا شدم و الحمد للّه كه به خدمت رسيدم . مرا به اعتقادات شيعه دلالت فرما .
شيخ فرمود : امّا اصل اعتقادات شيعه آن است كه امير المؤمنين عليه السّلام را خليفهء بلافصل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىدانند و بعد از او فرزندش حسن عليه السّلام و بعد از او فرزندش حسين عليه السّلام - صاحب اين ضريح و اين قبه و اين بارگاه - و همچنين تا امام و خليفهء دوازدهم كه امام عصر عليه السّلام است - و غايب از انظار - را امام مىدانند . شخص همينقدر را كه اقرار و اعتقاد نمايد ، شيعه مىشود و ديگر زايد بر اعتقادات صحيحهء مسلمين چيز ديگر نيست و در اعمال هم تكليف تو همان است كه مىكنى از نماز و روزه و خمس و حج و غير آن . عرض كرد : مرا به بعض شيعيان بسپار كه از او بعض ضروريات احكام را بياموزم . پس شيخ او را به ثقه عادل آخوند " ملّا مؤمن متعبد طهرانى " يا شخص ديگر سپرد و توصيه فرمود : امورى را كه منافى تقيه است ، بر او اظهار ننمايد .
مؤلف گويد : كرامات و مقامات اين بزرگوار زياده از حصر و شمار است و مخالف و مؤالف را بر آن اعتراف و اقرار است و چگونه چنين نباشد و حال آنكه در عبادت در عصر خود عديل نداشت و در زهد و ورع ، او را نظير نبود ، و با آنكه در هر سال زياده از صد هزار تومان از وجوه به سوى او متوجه مىگرديد ، وفات كرد و درهم و دينارى نگذاشت و در حيات به اقلّ ما يقنع به اكتفا نمود .
ولادت باسعادت آن بزرگوار به نقل از برادر اصغر او جناب شيخ محمّد صادق در سال هزار و دويست و چهارده هجرى ، و مجاورت آن سرور در نجف اشرف از سال هزار و دويست و چهل و نه تا روز وفات [ بوده است ] . چنانكه روز وفات او در سال هزار و دويست و هشتاد و يك اتفاق افتاد و با آن زمان ، كلمهء ظهر الفساد موافق گرديد و تحصيل اصول در كربلاى معلى كرده است و استاد او آخوند ملّا شريف مازندرانى معروف به شريف العلما بوده و چندى هم در شهر كاشان با فاضل نراقى ، آخوند ملّا احمد بوده و فقه را از شيخ حسن نجفى اخذ نموده و چندى هم با شيخ محمّد حسن ، صاحب كتاب جواهر الكلام راه پيموده است .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 832
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٨٣٢