تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
كه از آن تناول مىكند . پس به نزد او شدم و عرض كردم كه : از آنچه ميل مىفرمايى قدرى هم به من عطا كن . فرمود : « يا شقيق ، لم تزل نعمة اللّه علينا اهل البيت سابغة ، و اياديه لدينا جميلة ، فاحسن ظنك بربك » « 1 » . پس آن ركوه را به من داد . ديدم در آن سويق و شكر است . قدرى از آن خوردم و ركوه را به او دادم . قسم به خدا كه از آن لذيذتر چيزى نديدم ، و چند روز بر من گذشت كه گرسنه و تشنه نگرديدم . چون ركوه را به او دادم از نظرم غايب شد ، تا آنكه به مكه رسيديم و حج كرديم . ناگاه شبى او را در مسجد الحرام ديدم كه در گوشهء مسجد با خضوع و خشوع نشسته مشغول طاعت و عبادت است و اشك از چشم‌هاى او جارى [ است ] تا آنكه صبح درآمد . نماز صبح را ادا كرده مشغول طواف گرديد . پس از طواف از مسجد بيرون شد . من هم از عقب او روانه شدم . ناگاه ديدم كه خدم و حشم اطراف او را گرفته و او را تعظيم و تكريم مىنمايند و مردم از مسائل دينيه مىپرسند و جواب مىگويد . از بعض ايشان پرسيدم : اين جوان كيست ؟ گفتند : عالم آل محمد عليهم السّلام ، ابو ابراهيم است . پرسيدم : ابو ابراهيم كيست ؟ گفتند : موسى بن جعفر عليهما السّلام است « 2 » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 48 ، ب 4 ، ح 102 ، ص 81 ( با مختصر اختلاف ) . ( 2 ) . دلائل الامامة ، ص 317 - 319 ، ح 263 ، در ذكر معجزات امام كاظم عليه السّلام .