مؤف [ - ضعيف ] شده بود غلام او دست او را مىكشيد و او گريان بوده مانند زن بچه مرده .
از مشاهدهء اين حالت ، شكستهخاطر شدم و از او سبب گريه پرسيدم .
گفت : چون از نزد قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بيرون آمدم ، در همين ساعت اين غلام به من گفت كه :
اى آقاى من ، اندام من به لرزه درآمد از مشاهده شخصى كه در بازارها مىگردد و سؤال مىكند . گفتم : او مرد است . گفت : آرى . گفتم : چگونه است ؟ گفت : روى او سياه و موى او ريخته و چشمهاى او سرخ و دستهاى او مقطوع است . گفتم : او را به نزد من آور . چون او را حاضر كرد با او از بازار خارج شدم . پس از بلد او پرسيدم . از اهل كوفه بود و از سبب ابتلاى او پرسيدم . انكار از اظهار نمود . گفتم : شايد مرا نمىشناسى و از من مىترسى . گفت :
نه ، تو از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و جابر بن عبد اللّه انصارى هستى و من " بريدة بن وائل " هستم .
جمّال حسين عليه السّلام .
پس گريست و من هم با او گريستم و يقين كرد كه من دلسوز او هستم . پس گفت : يا جابر بدان كه شقاوت بر من غالب گرديد و با آنكه حسين عليه السّلام به من احسان و انعام نمود و كفالت امر مرا و عيال مرا مىنمود . در نزد او بند زير جامهء حجازى ديدم كه دوست داشتم كه آن از من باشد كه هديه به بعض حكام نمايم . پس هميشه چشم به آن داشتم تا آن زمان كه كشته گرديد ، و من از كسانى بودم كه از يارى او برگرديدم آنوقت كه خبر داد اين قوم ارادهء كشتن من دارند و شما گمان غير آن كرديد برويد به هرجا كه خواهيد و نگوييد كه پسر پيغمبر به ما خدعه كرد . پس متفرق گشتيم از سر او ، و غير از پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگان و هفتاد و دو نفر از ياران او كسى نماند ، و من در گوشهاى از زمين كربلا پنهان گشتم تا آنكه حسين عليه السّلام و اهل بيت و ياران او را كشتند ، و زنان او را اسير كردند ، و سرهاى شهدا را جدا نمودند با خود به كوفه بردند . پس از آن مكان كه بودم بيرون آمدم و به نزد آن جسد مطهر رفتم و بر آن جسد بردهاى را ديدم كه آن را در حال حيات پاره كرده بودند كه از بدن او نكشند ، و بر پاى او زيرجامهاى بود . پس به طلب بند زيرجامه نزديك رفتم و . .
و واقعه را تا آخر با تفاوتى قليل ذكر مىنمايد و ميان اين دو روايت تعارضى نيست بلكه معاضد يكديگرند زيرا كه آن شخص در مكه و مدينه هردو ديده شد و اين حكايت در هر دو شهر از او شنيده شده است .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 677
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٦٧٧