غيبت صغرى گويند و ( مراد از آن زمان افتتاح باب سفارت ، و آن از زمان ولادت آن بزرگوار كه سال دويست و پنجاه و پنج يا شش يا هفت بود به اختلاف اخبار ، تا روز وفات محمّد بن على سمرى كه آخر ابواب ناحيه و وكلا و سفراى ممدوحين بود ، كه آن سال سيصد و بيست و نه مىشود ) بيشتر از آن بود ، شايد به اعتبار اختلاف احوال آن بزرگوار بوده باشد در شدت تستّر و ضعف آن . و اللّه العالم .
دليل نهم ، نصّ حضرت باقر عليه السّلام است بر امامت آن بزرگوار .
علّامه مجلسى در كتاب بحار [ گفته شيخ شرف الدين در كتاب كنز الفوائد آورده كه شيخ مفيد در كتاب غيبت ] « 1 » روايت كرده بسند خود از ابى حمزهء ثمالى ، كه او گفته : روزى در خدمت حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام بودم . چون حضار از مجلس متفرق شدند ، به من فرمود : « يا ابا حمزه ! از چيزهائى كه خداى تعالى ختم فرموده و از قضاى او گذشته ، بهطورى كه تغيير و تبديل در آن نباشد ، قيام قائم عليه السّلام ما است . هركه در آن شك كند ، با كفر و ارتداد خدا را ملاقات مىكند . بعد از آن فرمود : پدر و مادرم فداى كسى باد كه نامش نام من و كنيهاش كنيه من است . او امام هفتمين است بعد از من . به پدرم قسم مىخورم كه او زمين را پر از عدل كند ، چنانكه پر از جور گرديده .
پس فرمود : يا ابا حمزه ؛ هركه او را بيابد و به او منقاد شود بطورىكه به محمّد و على انقياد كرده ، به درستى كه بهشت بر او واجب شود و هركه او را انقياد ننمايد ، خداى تعالى بهشت را بر او حرام كند . بعد از آن فرمود : حمد مر خداى را كه قول او در قرآن مجيد كه فرمود
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ
« 2 » گفتههاى مرا واضح و روشن و آشكار گردانيده . زيرا مراد از آن اين است كه عدد ماهها در نزد خدا دوازده است و شناختن و معرفت آنها دين قائم است و ملت محكم است . پس اگر شهور عبارت باشد از ربيع و صفر و مثل آن ، و شهر حرام عبارت باشد از محرم و ذيحجه و رجب و ذيقعده معرفت آنها دين قائم و ملت محكم نباشد . چرا كه يهود و نصارا و مجوس و ساير ملل هم ، آنها را مىشناسند و نامهاى آنها را مىشمارند . و [ مطلب چنين نيست ، بلكه ] مراد از آنها
هامش
( 1 ) . فرمايش مؤلف در بين [ ] به نقل از علامهء مجلسى و كنز الفوائد و شيخ مفيد اشتباه است .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 36 .