تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
قيامت نزديك شد . صداى سوم آن است كه در قرص شمس ، بدنى ظاهر شود كه از آن بدن آوازى برآيد كه : آگاه باشيد ! خداى تعالى مبعوث گردانيد فلان بن فلان را ؛ و او را تا على بن ابى طالب نسب ذكر كند . در ظهور او هلاك ظالمين است . پس در آن‌وقت فرج مؤمنين باشد . زيرا كه خدا سينه‌هاى ايشان را شفا دهد و غيظ دل‌هاى ايشان فرونشيند . عرض كردم : يا رسول اللّه ، پس بعد از من و حسنين عدد ائمه چند مىشود ؟ فرمود : نه نفر مىشود كه نهمين ايشان قائم باشد » « 1 » .

دليل پنجم ، نصّ امير المؤمنين عليه السّلام است بر خصوص آن حضرت .

علّامه مجلسى رحمه اللّه روايت كرده در كتاب بحار ، از شيخ صدوق ، از كتاب اكمال الدين به سند خود ، از اصبغ بن نباته كه گفت : در خدمت مولاى خود امير المؤمنين عليه السّلام رفتم . او را مهموم ديدم و ديدم كه چوبى در دست داشت و آهسته‌آهسته بر زمين مىزند . عرض كردم : يا امير المؤمنين ، مىبينم سر چوب را آهسته از روى تفكر بر زمين مىزنيد . آيا به آن راغب شده‌ايد ؟ فرمود : « به خدا قسم كه هرگز به زمين دنيا رغبت نكرده‌ام . لكن تفكّر مىكنم در امر مولودى كه يازدهمين از اولاد من است و نامش مهدى است . زمين را پر از عدل كند ، چنان كه پر از جور شده . او را حيرتى و غيبتى مىشود كه در آن بعض اقوام گمراه شوند و پاره‌اى هدايت يابند . عرض كردم : يا امير المؤمنين ، اين امر خواهد شد ؟ فرمود : آرى يا اصبغ ايشان برگزيدگان اين امّتند كه با نيكوكاران اين عترت خواهند بود . عرض كردم : بعد از آن‌چه مىشود ؟ فرمود : هرچه خدا خواهد ، مىكند . زيرا خدا را ارادات و نهايات و غايات باشد » « 2 » . و اين حديث را شيخ مفيد به سند ديگر از نصر بن سندى ، از آن حضرت روايت كرده » « 3 » . و اين حديث را شيخ طوسى در كتاب غيبت به دو سند از ثعلبه روايت كرده « 4 » .

دليل ششم ، نص [ امام ] حسن مجتبى عليه التحية و الثناء مىباشد .

شيخ صدوق رحمه اللّه در اكمال الدين به سند خود از ابى سعيد روايت كرد : پس از آنكه حسن بن على عليهما السّلام با معاوية
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 158 و 159 . ( 2 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 289 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 117 و 118 . ( 3 ) . اختصاص مفيد ، ص 209 . ( 4 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 165 و 166 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 61 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان