تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
زهر و حبس . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به گريه درآيد و گويد : اى فرزندان من ، بر شما وارد نشده مگر آنچه بر جدّ شما پيش از آن وارد آمده . پس فاطمه عليها السّلام ابتدا به شكايت كند . پس شكايت كند از اوّل و اذيت‌هاى او ، و از دوّم و اخذ فدك از او و رفتن به نزد او در مجمع مهاجرين و انصار و تكلّم با او در باب فدك و جواب او به اين‌كه پيغمبران ميراث نمىگذارند ، و احتجاج فاطمه عليها السّلام به قول زكريّا و يحيى و قصّهء داود و سليمان و گفتن رفيق او به فاطمه عليها السّلام كه : بياور آن صحيفه را كه پدرت از براى تو در اين باب نوشته ، و بيرون آوردن فاطمه عليها السّلام آن صحيفه را و گرفتن دوّم آن‌را و گشودن آن در محضر مهاجر و انصار و قريش و ساير عرب و آب دهن بر آن انداختن و پاره كردن آن ، و گريستن فاطمه عليها السّلام و آمدن به نزد قبر پدر خود محزون و گريان و استغاثه نمودن به خدا و به پدرش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و خواندن او از براى حزن ، شعر " رقيه بنت صفيه " را كه گفته :
قد كان بعدك انباء و هنبئة * لو كنت شاهدها لم يكبر الخطب إنّا فقدناك فقد الأرض و ابلها * و اختل اهلك فاشهدهم فقد لعبوا
تا آخر ابيات . پس بر او قصّه كند عمل اوّل را ، و فرستادن او دوّم را با خالد و قنفذ ، و جمع نمودن او مردم را از براى بيرون آوردن امير المؤمنين عليه السّلام از براى بيعت در سقيفه بنى ساعده ، و مشغول بودن امير المؤمنين عليه السّلام بعد از وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به امر زوجات او و جمع و تأليف قرآن و قضاء ديون او و انجاز وعده‌هاى او كه هشتاد هزار درهم بود ، و قول دوّم كه يا على ! بيرون آى و بر آن باش كه مسلمانان بر آن اجماع كرده‌اند از امر بيعت و نيست از براى تو اين‌كه تخلّف نمايى از آنكه ايشان بر آن اجماع دارند و الّا تو را مىكشيم ، و قول فضّه - كنيز فاطمه عليها السّلام - كه : امير المؤمنين عليه السّلام مشغول است و حقّ هم او را باشد اگر انصاف كنيد و باانصاف راه رويد ، و جمع كردن ايشان هيزم در باب خانه از براى سوزانيدن خانهء امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و زينب و ام كلثوم عليهم السّلام و فضّه ، و برافروختن آتش در باب خانه و بيرون آمدن فاطمه عليها السّلام به سوى ايشان و مكالمه نمودن او با ايشان از پشت در و گفتن او كه : اى فلان ! واى بر تو . اين چه جرأت و جسارت باشد كه مىنمايى بر خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله . مىخواهى نسل او را قطع كنى از دنيا ، و فانى سازى و نور خدا را خاموش كنى ؟ خدا نور خود را تمام خواهد كرد ، و راندن او فاطمه عليها السّلام را و قول او