در روايت " حبهء عرنىّ " « امير المؤمنين عليه السّلام روزى از كوفه به سوى " حيره " رفت و فرمود كه : و اين و آن به يكديگر متصل شوند و ميان اينها - يعنى كوفه و حيره - چنان آباد شود كه قيمت يك ذراع زمين چند دينار - كه به حساب اين زمان هر دينار هيجده نخود طلا مىشود - باشد و در شهر حيره مسجدى بنا شود كه پانصد در داشته باشد و نايب قائم عليه السّلام در آن نماز كند . زيرا كه مسجد كوفه تنگ شود و اصحاب آن حضرت را نگيرد و در مسجد كوفه دوازده امام عادل نماز كنند و از براى قائم عليه السّلام چهار مسجد بنا شود كه اين مسجد ، كوچكتر آنها اين است . دوتاى ديگر در دو طرف كوفه ساخته شود . يكى در اين و ديگرى در آن سمت ، و اشاره به سمت رودخانهء اهل بصره به سمت غرييّن - كه بنايى است در كوفه معروف - فرمود » « 1 » .
در روايت " اسحاق بن عمار " ، فرمود : « آن حضرت فرمود : مراد از " يوم الوقت المعلوم " كه خدا ابليس را تا آن ، مهلت داده ، روز قيام قائم عليه السّلام است . چون آن حضرت قيام كند و در مسجد كوفه باشد ابليس لعين به روى زانوهاى خود در آنجا آيد و گويد : واى بر ما از شرّ اين روز . پس آن حضرت از پيشانى او بگيرد و گردن او را بزند » « 2 » .
در روايت " ابن حجاج " ، فرمود : « چون قائم عليه السّلام قيام كند ، به پاى خويش به ميدان كوفه آيد و به دست مبارك اشاره به مكانى كند كه آن را بكنند و از آن مكان دوازده هزار زره و دوازده هزار شمشير و دوازده هزار كلاهخود بيرون آورده بر دوازده هزار مرد از عجم بپوشاند . پس فرمايد : هركس كه در بر ندارد آنچه شما داريد ، او را بكشيد » « 3 » .
در روايت " بدر بن خليل اسدى " حضرت باقر عليه السّلام فرمود در تفسير اين آيه كه
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ
« 4 » تا آخر كه : چون قائم عليه السّلام قيام كند ، از براى گرفتن بنى اميه لشكرى به شام فرستد و آنها فرار به روم كنند ، و اهل روم ايشان را به شرف دخول در دين نصارى جواز دهند . ايشان هم قبول كرده به دين مسيح درآمده خارج در گردن كنند . پس لشكر قائم عليه السّلام به سوى روم روند و اهل روم امان خواهند و ايشان امان را معلق كنند بر
هامش
( 1 ) . تهذيب ، شيخ طوسى ، ج 3 ، ص 253 و 254 ، ح م 699 ، فضل المساجد ، ح 19 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 376 و 377 ، ح 178 .
( 3 ) . اختصاص شيخ مفيد ، ص 334 .
( 4 ) . سورهء انبياء ، آيهء 12 .