تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
و حضرت باقر عليه السّلام در روايت " جابر " فرمود كه : « ناميدن آن حضرت به مهدى عليه السّلام از اين سبب باشد كه خدا او را به امور مخفيه راه نمايد . تورات و ساير كتاب‌هاى خدا را در انطاكيه از مغازه بيرون آورد و در ميان اهل تورية ، با تورية و اهل انجيل ، با انجيل و اهل زبور ، با زبور و اهل قرآن ، با قرآن حكم كند ، و اموال مردم از روى زمين و زير زمين نزد آن حضرت جمع شود . پس به مردم فرمايد : بياييد به سوى اموالى كه از براى آنها قطع رحم مىكرديد و خون مىريختيد و مرتكب محرمات مىشديد . پس آن‌قدر عطا كند كه احدى نكرده باشد » « 1 » . و [ امام ] صادق عليه السّلام در روايت " عبد اللّه بن سنان " فرمود كه : « عصاى موسى عليه السّلام شاخ درخت " آس " بود از درخت‌هاى بهشت . چون موسى عليه السّلام رو به سوى مداين شعيب عليه السّلام شد آن را جبرئيل براى او آورد ، و آن عصا و تابوت آدم در ميان پارچه‌اى باشد كه در طبرستان يا طبريه بافته شده است و آن نام دهى است از دهات واسطه و قصبه‌اى است در زمين ارزان [ و ] هرگز كهنه و پوسيده نشود . چون قائم عليه السّلام قيام كند آنها را بيرون آورد » « 2 » . و [ امام ] باقر عليه السّلام در روايت " ابى الجارود " فرمود كه : « قائم عليه السّلام ظهور كند با بيرق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و انگشتر سليمان و عصاى موسى عليهما السّلام و سنگ او . پس منادى او ندا كند مردم را از لشكر كه خوردنى و آشاميدنى با خود برندارند و چون وارد منزل شوند آن سنگ را نصب كنند و خوردنى و آشاميدنى و علف از آن سنگ برآيد آنقدر كه حاجت دارند ، تا آن‌كه وارد ظهر كوفه شوند كه نجف اشرف باشد » « 3 » . و در روايت " حمران " فرمود كه : « قائم عليه السّلام در هرسال به مردم دو عطيه عطا كند و در هر ماه رزق دهد و در آن زمان ، حكمت و علم و شريعت به‌طورى داده شود كه زن‌ها در خانه‌ها به كتاب خدا و سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حكم كنند » « 4 » . و در روايت " يعقوب بن شعيب " [ حضرت ] صادق عليه السّلام فرمود كه : « قائم عليه السّلام چون خروج كند پيراهن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در بر كند . پس فرمود : صندوقى آوردند و پيراهن كرباسى از آن بيرون آورد و دامن‌ها و آستين‌هاى آن را گشود . خونى در دامن چپ آن بود . فرمود : اين
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، ص 237 ، باب 13 ، ح 26 . ( 2 ) . همان ، ح 27 . ( 3 ) . همان ، ح 28 . ( 4 ) . همان ، ح 30 .