شيعيان وسعت دهد بهطورى كه اگر سعادت نمىداشتند از زيادتى نعمت طغيان مىكردند و چون قائم عليه السّلام به پارهاى احكام حكم كند و بعض سنتها را به مردم گويد ، بر بعضى گران آيد و ارادهء خروج كنند . آن حضرت اصحاب خود را امر كرده ايشان را گرفته به محضر آن حضرت آورده . امر فرمايد كه سرهاى ايشان را ببرند و اين آخر طايفهاى باشد كه بر آن حضرت خروج كند و ديگر كسى بر آن حضرت جرأت خروج و مخالفت نكند » « 1 » .
و [ امام ] صادق عليه السّلام در روايت " مفضل بن عمر " فرمود كه : « چون قائم عليه السّلام قيام كند از پشت كعبه سى و هفت مرد بيرون آورد . بيست و پنج نفر ايشان از قوم موسى عليه السّلام باشند كه به حق حكم مىكردند و عدالت مىنمودند ، و هفت نفر از اصحاب كهف باشند و باقى " يوشع " وصى " موسى " و " مؤمن آل فرعون " و " سلمان فارسى " و " ابو دجانه انصارى " و " مالك أشتر " باشند » « 2 » .
و [ امام ] باقر عليه السّلام در روايت " ثمالى " فرمود كه : « خداوند با چند صنف از ملائكه قائم عليه السّلام را يارى كند . صنفى از ملائكه مسوّمين باشد كه علامتى دارند كه با آن در جنگها شناخته شوند ، و صنفى ملائكه مردفين باشند ، و صنفى ملائكه منزلين و صنفى كروبيّين و جبرئيل پيشاپيش و ميكائيل از طرف راست و اسرافيل از طرف چپ و رعب او يك ماهه راه ، از يمين و يسار در قلوب ثابت شود ، و اول كسىكه با او شود محمّد باشد و دوم على ، و شمشير برهنه در دست داشته باشد و روم و چين و ديلم و ترك و سند و هند و كابل شاه و خزر را خداوند به تصرف او درآورد و خروج او در وقتى باشد كه مردم را بيم شديد و بلا و فتنه و طاعون و شمشيركشى در ميان عرب و اختلاف شديد در ميان عامهء خلق ظاهر شود و دينها مختلف و حالات متغيّر [ شود ] بهطورى كه مردم آرزوى ظهور آن حضرت را به جهت زياديت طغيان و خوردن يكديگر نمايند . پس خوشا به حال كسانىكه يارى او كنند و واى بر كسانىكه مخالفت نمايند . آن حضرت با امر تازه و سنّت تازه كه بر عرب سخت باشد قيام كند . شأنش كشتن كافران و منافقان است بهطورى كه احدى از ايشان نگذارد و از ملامت نترسد » « 3 » .
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 56 - 61 ، ذيل تفسير آيه 39 سورهء انفال .
( 2 ) . همان ، ص 32 ، ح 90 ، ذيل آيه 159 .
( 3 ) . غيبت نعمانى ، ص 234 و 235 ، باب 13 ، ح 22 .