طيلسان سبز باشند . خداوند او را در شهر شام ، در بالاى تلى كه آن را تل " افيق " نامند ، سه ساعت از روز جمعه گذشته به دست كسىكه مسيح بن مريم عليه السّلام در پشت سر او نماز كند ذبح نمايد . آگاه شويد ! بهدرستى كه بعد از آن ، " طامه كبرى " واقع خواهد شد .
عرض كرديم : يا امير المؤمنين ، " طامه كبرى " چيست ؟ فرمود : خروج " دابة الارض " است از زمين از نزد صفا . انگشتر سليمان و عصاى موسى عليهما السّلام در نزد او باشد . انگشترى را [ اگر ] بر روى هركس گذارد كه مؤمن باشد ، در جايش « هذا مؤمن حقّا » نقش شود و اگر كافر باشد ، « هذا كافر حقّا » نوشته شود . پس مؤمن گويد : واى بر تو اى كافر ، و كافر گويد : گوارا باد تو را اى مؤمن . كاش امروز چون تو بودم و به فيض بزرگ مىرسيدم . پس " دابة الارض " بعد از طلوع آفتاب از مغرب ، سر خود را بردارد بهطورى كه اهل مشرق و مغرب او را ببينند . پس در آنوقت ، باب توبه بسته گردد و عمل و ايمان آنروز فايده نكند . پس فرمود كه : از من مپرسيد كه بعد از خروج " دابه " چه مىشود . زيرا كه حبيبم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده كه : بهغير از عترت و اولادم به كسى نگويم .
پس " ابن سبره " به " صعصعه " گفت كه : امير المؤمنين عليه السّلام از اين كلام چه اراده كرد ؟
صعصعه گفت : كسىكه عيسى بن مريم عليه السّلام در پشت سر او نماز كند امام دوازدهم عليه السّلام از طبقهء نهم ، از اولاد حسين عليه السّلام باشد و اوست آفتابى كه از مغرب طلوع كند . زيرا در ميان ركن و مقام ظاهر شود و زمين را از شرك و كفر و اعتقادات باطل پاك نمايد و ميزان عدل و انصاف گذارد كه كسى به كسى ديگر ظلم نكند . پس امير المؤمنين عليه السّلام خبر داد كه : رسول خدا عليه السّلام به او فرمود : خبر ندهد از آنچه بعد از آنروز واقع شود مگر به أئمّه كه از عترت اويند » « 1 » .
و در همان كتاب روايت كرده از " ابن عمر " كه گفت : « روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نماز صبح را با اصحاب خود ادا نمود . پس با ايشان برخواسته به خانهاى از خانههاى مدينه تشريف برده ، در را كوبيده زنى بيرون آمد و گفت : يا ابو القاسم ! چه مىخواهى ؟ آن جناب فرمود كه : اى مادر عبد اللّه ، اذن بده كه عبد اللّه را ببينم . گفت : با او چهكار دارى ؟ بهخدا كه به عقل
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 525 - 528 ، باب 47 ، ح 1 .