اعتقاد غيبت قائم عليه السّلام باشند رجوع نمايند و گويند : اگر حق بود طول غيبت به اين مقدار جايز نبود . أعاذنا اللّه من الضلالة بعد الهداية .
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
« 1 » .
حديث يازدهم [ سوال اصبغ بن نباته از اميرالمومنين در مورد دجال ]
: شيخ صدوق رحمه اللّه در كتاب اكمال الدين روايت كرده به سند خود از " ابن سبره " كه " بعد از آنكه فرمود امير المؤمنين عليه السّلام آن علامات را كه در حديث دوم ذكر شد ، " اصبغ بن نباته " از جا برخواست و عرض كرد كه : يا امير المؤمنين ، " دجال " كيست ؟ آن حضرت فرمود كه : دجال " صائد بن صيد " است . شقى كسى است كه او را تصديق كند و سعيد كسى است كه او را تكذيب نمايد . در بلدهاى كه " اصفهان " نام دارد ، از قريهاى كه آن را " يهوديه " گويند خروج كند . چشم راست ، از اصل خلقت ندارد و بهطورى كه گودى حدقه هم نيست و ديگرى [ - چشم ديگرش ] در پيشانى باشد مانند ستارهء صبح درخشنده ، و در چشمش مانند پارچه گوشت به خون آلوده ، چيزى باشد و در ميان دو چشمش لفظ " كافر " - بهطورى كه همهكس بخواند - نوشته شده و درياها را داخل شود و آفتاب با او سير كند . در پيش رويش كوهى باشد از دود . در پشت سرش كوه سفيدى باشد كه مردم گمان طعام در آن كنند ، و در اوقات قحط شديد خروج كند و بر درازگوش سبزپا [ و ] خاكسترىرنگ سوار شود كه گام آن يك ميل راه باشد . زمين در زير پايش پيچيده گردد و بر آبى نگذرد مگر آنكه بخشكد بهطورى كه تا قيامت خشك ماند ، و به آواز بلند كه جن و انس مشرق و مغرب بشنوند ندا كند كه : اى دوستان من ، بهزودى نزد من آئيد . منم آنكه مخلوق را آفريدهام و ايشان را در تركيب مساوى كردهام و هريك را هيئت و صورتى خاص دادهام و اسباب معاش و رزق ايشان را آماده كردهام و به معرفت و دين خود هدايت نمودهام . منم پروردگار قادر ، و آن دشمن خدا اينها را دروغ گويد . زيرا او مردى باشد كه طعام خورد و در بازارها رود ، و پروردگار شما كور نباشد و نخورد و نياشامد و راه نرود و از حيات به جائى منتقل نگردد ، و آگاه باشيد [ كه ] اكثر پيروان او در آنروز اولاد زنا و صاحبان
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 8 : « پروردگارا ! دلهاىمان را ، بعد از آنكه ما را هدايت كردى ، ( از راه حق ) منحرف مگردان ! و از سوى خود ، رحمتى بر ما ببخش ، زيرا تو بخشندهاى ! » .