تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
داشته بودند و حلقهء خلق در اطراف ديگر واقعه بودند و با اين حال چنان غرّش داشت كه مردم از دهشت ، گاه بود كه به سبب مهابت او بر بالاى يكديگر مىريختند . ناگاه در اين اثنا سوارى ظاهر شد كه مردم از مشاهدهء جلالت و مهابت او ، از مهابت آن حيوان ذهول نمودند و آن حيوان هم از مشاهدهء آن سوار ، ساكن و ساكت گرديد تا آنكه آن سوار از مركب خود پياده شد و آن مركب را به خود واگذارد و گويا چهار ميخ آن را بر زمين كوبيده با آرام تن ، استوار در ميان آن كثرت و جمعيت بايستاد و خود آن شخص به جانب آن ببر روانه گرديد . چون به نزديك آن رسيد دست ملاطفت بر سر و روى و پشت آن ماليد و آن حيوان زبان‌بسته در كمال خشوع سر به پاى آن شخص نهاده و خود را مانند بچه گربهء تعليمى به آن شخص مىماليد و آن شخص به آرامى و آهستگى گويا با آن حيوان مكالمه و سؤال و جوابى مىفرمود . پس آهسته‌آهسته فرمود : خدا شما را هدايت كند . اين حيوان چه كرده كه آن را گرفته حبس و زنجير كرده‌ايد ؟ و آن جماعت حاضرين گويا همگى مبهوت شده بودند به‌طورى كه نه كسى قدرت بر حركت داشت و نه بر مخاطبه و مكالمه ، و جملهء ببرداران سر زنجير را به دست گرفته مبهوت ايستاده بودند ، و احدى را با آن مرد و غير او مخاطبه و مكالمه نشد و نزديك به او نگرديد تا آنكه آن شخص به مركب خود عود كرده سوار شد و برفت . پس گويا مردم از خود رفته بودند و به خود آمدند و همهمه در ميان آن جمع بلند گرديد كه اين سوار چه‌كسى بود و از كجا آمد و به كجا رفت و چرا آمد و چرا رفت ؟ و از زنجيرداران پرسيدند : جواب گفتند كه : ما هم مانند شما نشناختيم و مبهوت مانديم . گويا در وجود ما تصرّفى نمود و مشاعر ما را بربود . همين‌قدر دانستيم كه از اين نوع بشر نبود و الّا جرأت بر نزديكى اين حيوان در اين حالت نمىنمود و اين حيوان با او اين‌طور رفتار نمىكرد . پس مردم را بر اين حالت گذاشته ، آتشى از بازار بدست آورده به‌زودى به مدرسه آمدم . والد ماجد از سبب دير شدن پرسيد . واقعه را عرض كردم و بعض شمايل آن شخص را ذكر نمودم . فرمود : اين شخص به اين صفت و حالت و رفتار كه تو گويى بقيهء آل اطهار و حجّت پروردگار ، " صاحب الزمان عليه السّلام " مىباشد . پس به‌زودى برخاسته به خارج آمده از آن جماعت استفسار واقعه نمود و چون جازم به وقوع آن گرديد آرزوى حضور آن محضر نمود و مىفرمود كه : آن شخص قطعا همان بزرگوار بوده ، در آن شك نبايد نمود .