داشتند . به من هم تكليف كردند كه به منبر بالا رو و حديثى بخوان . اجابت نمودم و چون نزديك غروب آفتاب شد خواستم به منزل بروم . نگاهم داشتند و بوديم تا وقت خواب شد . معلوم شد كه جناب سيّد هم در بيرونى مىخوابند . فرمود بسترى براى آخوند به همان اطاق خوابگاه من بياوردند . آوردند و هردو به جامه خواب رفتيم و دراز شديم .
بعد از خوابيدن و لمحهاى آرميدن جناب سيّد فرمود : آخوند ، اگر اصرار كرده بودى از زاد المسافرين هم محروم نمىماندى . از شنيدن اين سخن برخواستم و عرض كردم :
بلى ؟ ! فرمودند : بخواب ، من با آن شخص دوستم و اگر تا من زندهام اين سخن از من بازگو نمايى معفو نخواهى شد از من ، و تا آنوقت هنوز مرحوم " حاج ملّا احمد نراقى " شأن و شهرتى پيدا نكرده ، امر سيّد مخفى بود . پس از آنكه فاضل نراقى به روى كار آمد و ميانشان به مشاجره كشيد و هردو به تهران احضار شدند و آمدند ، من به ديدن سيّد مذكور رفتم . چون مرا ديدند فرمودند : آخوند ، آن راز را كه اظهار و ابراز نكردهاى ؟ عرض كردم كه : خود شما بهتر مىدانيد . فرمودند : نه ، هنوز نگفتهاى و مادام كه جناب سيّد رحمه اللّه زنده بود و حيات داشت آن راز را به كسى ابراز نكردم .
مؤلف گويد : ظاهر اين است كه آن بزرگوار خود آن حضرت بوده نه آنكه از اوتاد يا آنكه از ابدال ، چنانچه بعضى گمان و خيال كردهاند ، و شاهد بر اين ، قول آن بزرگوار است كه فرمود : اگر مرا در مسجد سهله ديدى به تو مىآموزم . زيرا كه آن بزرگوار غالبا در آن مسجد ديده شده و هركس ارادهء شرفيابى خدمت آن حضرت مىنمايد يك اربعين - يعنى چهل شب چهارشنبه - در آن مسجد بيتوته مىنمايد و مىبيند ؛ يا به آنطور كه در وقت ديدن هم مىداند كه خود آن جنابست ، و يا آنكه بعد از مفارقت ، عالم و قاطع مىگردد .
چنان كه مكرر از براى اخيار اتّفاق افتاده و در واقعهء " ملّا عبد الحميد قزوينى رحمه اللّه " گذشت و اين طريقه در نزد ساكنين و مجاورين نجف اشرف معهود و معروف است و عادت جاريهء اخيار بر اين ، جارى و استقرار دارد و شايد مراد آن بزرگوار هم از اين كلام اين بود كه اين سرّ بزرگ را - كه وديعهء ارباب اسرار است - به اين سهولت و آسانى بدون تعب و زحمت ، آموختن نشايد . زيرا كه فايده [ اى كه ] بدون زحمت بدست مىآيد به آسانى هم مىرود . به خلاف آن [ فايدهاى ] كه به زحمت تحصيل شده كه مقدار آن در انظار ، مانع از آن است كه به
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 489
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٤٨٩