تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
او را گفتم كه : ايشان هم چنان كه گفتم اهل حالند و وحشت از اين نوع مقال ندارند بلكه خريدارند . بعد از اطلاع از حال ايشان ذكر نمود كه : امّا باعث اوّل بر اين كار ، آن بود كه دينى داشتم كه به ظاهر اسباب از اداء آن مأيوس و به سبب آن متفكّر و مهموم بودم . اتفاقا يك شب خوابيده بودم . مردى جليل را در خواب ديدم كه به نزد من آمد و از همّ من پرسيد . گفتم : دينى دارم كه خيال آن مرا فارغ نمىگذارد . مرا امر به رفتن به مسجد سهله نمود . لهذا بنا را بر آن گذاشتم كه چندگاه شب‌هاى چهارشنبه را بروم . چندى برفتم . ديون من به اسباب غيرعادى ادا گرديد . چون اين اثر در اين عمل ديدم عازم بر آن شدم كه يك اربعين به طريقهء مجاورين ، چهارشنبه را به مسجد سهله بروم ، شايد به فيض شرفيابى حضرت قائم عليه السّلام - چنان كه معروف است در آثار اين عمل - فايز شوم . پس شروع در آن كرده تا آنكه سى و نه شب چهارشنبه را موفق شدم . اتفاقا شب چهارشنبه چهلم معارض شد با يكى از زيارات مخصوصه حسينيه عليه السّلام به‌طورى كه هريك را كه قيام مىنمودم آن ديگر فوت مىگرديد و زيارت را عازم بر مداومت بودم . لكن بعد از تأمّل ملاحظه كردم كه قضا و تدارك زيارت بعد از اين ممكن است و تدارك و استيناف عمل بيتوته يك اربعين ديگر مشكل . لاعلاج بيتوته را ترجيح داده شب چهارشنبه را به مسجد سهله رفتم و از عادتم آن بود كه بعد از اتمام عمل مسجد ، از براى خواب بر بام مقامى كه در كنج غربى مسجد در جهت قبله واقع است بالا مىرفتم و آخر شب را برخواسته مشغول نماز شب مىشدم . اتفاقا در آن شب چون اكثر مجاورين از براى زيارت مخصوصه به كربلا رفته بودند و مسجد خلوت بود در آن‌وقت ، معدودى هم كه از براى عمل مسجد در اوّل شب بودند - چون مسجد سهله در آن اوقات مخروبه بود و نان و آب در آن نبود - بعد از فراغت از عمل به مسجد كوفه رفتند ، و بعضى از خوف دستبرد اعراب بيابان جرأت ماندن نكردند و رفتند ، و من چون چيزى با خود نداشتم و آب و نان هم به قدر حاجت داشتم و مقصودم اتمام عمل بود ، ماندم با تنهايى . بعد از نماز عشائين و اتمام اعمالى كه در مسجد سهله وارد است ، بر بام مقام مذكور برآمدم و خوابيدم تا آنكه بيشتر شب بگذشت . ناگاه ديدم كسى با دست خود مرا حركت مىدهد . چون چشم گشودم شخصى را در بالين خود ديدم كه نشسته و مرا مىجنباند . پس