تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
تاريخ آن جزيره ششصد و نود و نه مىباشد و اين‌قدر اختلاف وقت ، در ديدن راوى باشد نه در احياء و عمارت - و خواه آنكه جزيرهء خضراء شهرى ديگر باشد كه بعد از احياء اين جزاير احياء و عمارت شده ، چنان‌كه تأييد اين كند آنكه سلاطين اين جزاير را اولاد بلاواسطه و سلطان جزيرهء خضراء به پنج واسطه به امام عليه السّلام مىرسد ، و به‌هرحال اين شهرها در يك جهت مىباشند . امّا اين پنج شهر كه روايت بر آن دلالت كرد و امّا جزيرهء خضراء پس به جهت آنكه " على بن فاضل " آن‌را در اواخر بلاد مغرب و بربر ذكر نمود و در اين باب روايت هم ذكر بلاد بربر و حبشه و مغرب نمود . امّا شبههء پاره‌اى جهال و بىدينان مسلمان‌نما كه از معاشرت كفّار استفاده شده كه فرنگى و غير آن دورهء كره را گرديده‌اند و مثل ينگى دنيا را يافته‌اند و اين بلاد را نديده‌اند ، پس حل آن اين است كه : اوّلا : اخبار فرنگى و مانند آن - بر فرض ثبوت اخبار - اعتبارى ندارد ؛ زيرا كه قول كافر و فاسق حجّت نيست خصوص آنكه مدّعى باشد و غرض از آن قول ، ابطال دين اسلام و اثبات دين نصارى باشد . چگونه با آنكه به اعتراف خودشان از درياى يخ عبور نكرده‌اند و نمىتوانند ، زيرا در زمستان سرما مانع ، و در تابستان شكستن يخ مانع از عبور پياده ، و اصل يخ مانع از عبور كشتى [ است ] و چه بعدى دارد كه آن‌را خداوند خندق آن جزيره قرار داده باشد . و ثانيا : بر فرض اعتبار خبر كافر ، معارض مىباشد با خبر عالم عادل " على بن فاضل " و نحو آن ، و خبر اينها مقدّم است به سبب ايمان و عدالت ؛ و آن‌كه مخبر به ايشان اثبات است نه نفى ، زيرا كه ايشان خبر از ديدن خود مىدهند و فرنگى مىگويد : نديده‌ام ، و اثبات با نفى به اين معنى معارضه ندارد . چرا كه صدق هردو ممكن است . پس گوييم كه اين ديده و آن نديده . و ثالثا : آن كسىكه خود آن بزرگوار را با اولاد و عيال حفظ كرده ، بلاد را هم حفظ خواهد نمود ، يا آنكه از انظار ديگران مانند خود آن جناب و مانند باغ ارم ذات المعاد مستور نمايد ، و يا آنكه مانع از عبور ديگران به آن‌جانب شود . چنان‌كه در روايت اول در حكمت بحر ابيض ذكر كرد كه آن مانع از عبور اعداء و باعث غرق آنها مىباشد ، و شايد