تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
مىگفتيم : آيا ماه رمضان را در خاطر دارى . او مىگفت : آرى . مىگفتيم : كتمان حلال شرط است . پس اين است آن چيزى كه آن‌را شنيدم و روايت كردم « و الحمد للّه رب العالمين » « 1 » .

روايت سوم : [ دنباله روايت قبل ]

آن است كه " سيّد جزايرى سيّد نعمة اللّه " - طاب ثراه - بعد از ذكر اين روايت مىفرمايد كه : در بعضى توقيعات آن بزرگوار كه از براى شيخ مفيد - نور اللّه ضريحه - بيرون آمده است اين است كه : ما در يمن به وادى كه آن را " شمروخ " يا " شمريخ " مىگويند مىباشيم . بعد از آن سيّد مذكور در وجه جمع ميان اين‌دو روايت مىگويد : شايد اين " شمروخ " نام مكانى باشد كه مختص به خود آن بزرگوار بوده باشد و اين بلاد مساكن او باشد 2 . مؤلف گويد : شاهد بر اين جمع ، روايت " على بن ابراهيم بن مهزيار " يا برادر او " محمّد بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى " است . بنابر احتياط روايات كه در عداد كسانىكه در غيبت صغرى به خدمت آن حضرت رسيده‌اند مذكور گرديد كه در آن راوى ذكر كرده : از مكّه رفتيم تا آن‌كه به عقبه طايفه كه از بلاد يمن است رسيديم ، پس خيمه آن حضرت را در آن وادى ديديم . و شاهد ديگر آنكه راوى در اين روايت ذكر كرد كه يك سال به انتظار قدوم آن حضرت در جزيرهء " زاهره " مانديم . پس بايد مكان خاصّ آن حضرت در غير آن بلاد باشد لكن در توقيع " مفيد " كه در فصل توقيعات گذشت ذكر يمن نبود بلكه عبارت آن اين بود كه به " مفيد " مىفرمايد : مناجات تو را شنيديم و الآن از براى تو شفاعت كرديم در خيمه‌اى كه از براى ما در شمراخى از بهماء زده‌اند كه حالا به آن داخل شديم تا آخر توقيع . و شمراخ بالاى كوه را گويند و بهماء شىء مجهول باشد به جهت تاريكى يا غير آن ، و شايد مراد از آن بيابان بىپايان باشد . به‌هرحال به‌علاوهء آنكه ذكر يمن در آن نيست ، خيمه و چادر ، منزل خاصّ دائمى آن بزرگوار نبايد باشد بلكه دور نيست كه آن منزل سفر باشد نه منزل حضر . به‌هرحال ظاهر اين است كه اين روايت كه روايت پنج‌گونه باشد ، با روايت جزيرهء خضراء معارضه ندارد ، خواه آنكه آن يكى از اين جزاير باشد - زيرا تاريخ اين جزاير سال پانصد و بيست و دو [ و ]
هامش
( 1 ) . الانوار النعمانيّه ، ج 2 ، ص 58 - 65 ، نور فى بلاده عليه السّلام . . همان ، ص 65 ، نور فى بلاده عليه السّلام .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 416 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان