و در حديث معتبر از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه : « اگر حسن خواهد به جانب راست رود و اگر خواهد چپ رود ، كه علم يافت نشود مگر به نزد اهل بيت عليهم السّلام » « 1 » .
و بالجمله ، يكى از بزرگان اين طايفه كه اخبار و اذكار و اعمال خود را به او منسوب سازند ، همين " حسن بصرى " است كه حالات او را فى الجمله دانستى .
ديگر از اكابر ايشان " عباد بصرى " باشد كه با على بن الحسين عليه السّلام در باب جهاد و غير آن معارضه نمود و بر آن حضرت طعن و رد كرد . ثقة الاسلام كلينى در كتاب " كافى " روايت كرده كه : « روزى " عباد بصرى " به خدمت حضرت صادق عليه السّلام آمد در وقتى كه آن حضرت غذا مىخوردند ، و بر دست تكيه كرده بودند . عباد گفت كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از اين نوع غذا خوردن نهى كرده . بعد از چند مرتبه كه اين هرزه را گفت ، آن حضرت فرمود كه : و اللّه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله هرگز از اين نوع غذا خوردن منع نفرموده » « 2 » .
و ايضا به سند صحيح روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام به " عباد بن كثير بصرى صوفى " خطاب فرمود : اى عباد ، به اين مغرور شدهاى كه شكم و فرج خود را از حرام نگاه داشتهاى ؟ ! بهدرستى كه حقّ تعالى در كتاب خود مىفرمايد : اى گروه مؤمنان ، از خدا بپرهيزيد و قول سديد بگوييد . يعنى به اعتقاد درست قائل شويد تا خدا اعمال شما را اصلاح كند . اى عباد ، بدانكه خدا عمل تو را قبول نكند تا به حق قائل نشوى و ايمان نياورى » « 3 » . و اين روايت تعريض باشد بر عباد كه ايمان و اعتقاد درست نداشته ، اگرچه در عبادات كوشش مىنموده .
شيخ طبرسى رحمه اللّه در كتاب " احتجاج " از " ثابت بنانى " روايت كرده كه گفت : « من با جماعتى از عبّاد بصره ، مثل " ايوب سجستانى " و " صالح مرى " و " عتبه " و " حبيب فارسى " و " مالك بن دينار " و " صالح اعمى " و " جعفر بن سليمان " و " رابعه " و " سعدانه " به حج رفته بوديم . چون داخل مكه شديم آب ، بسيار بر اهل مكه تنگ شده بود و از تشنگى به فرياد آمده بودند . به ما پناه آوردند كه از براى ايشان دعا كنيم .
هامش
( 1 ) . احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 193 ، ح 212 .
( 2 ) . كافى ، ج 6 ، ص 271 ، كتاب الاطعمه ، باب الاكل متكّأ ، ح 5 .
( 3 ) . همان ، ج 8 ، ح 81 .