تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
افتراگوينده دانيم ؛ بلكه از لعن و سب و تبرى از او هم باك نداشته باشيم . به هر اسم و لقب خود را خواند و داند . زيرا حكم بر معنى وارد باشد و اختلاف الفاظ را در آن دخلى نباشد ، و با معتقد اين مقام كلام داريم ، و به‌خصوص اشخاص هم كارى نداريم مادام كه ابراز اين اعتقاد در حق او نشود ؛ و زياده از اين هم طول كلام لازم نباشد . « قد تبين الرشد من الغى فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر و لا حول و لا قوة الّا باللّه العلي العظيم » .

و امّا طايفهء ثالثه ؛

پس ايشان طايفه " صوفيه " باشند و اين طايفه اگرچه ادعاى بابيّت امام عليه السّلام را ندارند و دعواى وكالت و سفارت نمىنمايند و اختصاص به زمان غيبت كبرى - بلكه غيبت صغرى - هم ندارند بلكه در زمان ظهور و حضور ائمه عليهم السّلام هم بوده‌اند ، لكن از اين جهت كه خود را در مقابل امام انداخته و بر خلاف مذهب و طريقت امام عليه السّلام بوده و مىباشند ، با مدعيان وكالت بر وجه دروغ شريك شده‌اند . لهذا اشاره اجمالى در باب ايشان - به جهت ارشاد عوام و استخلاص ايشان از اين دام - لازم آمد . پس مىگوييم : « و من اللّه الاستعانة » كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در وصيت ابو ذر - رحمة اللّه عليه - مىفرمايد كه : « يا ابا ذر ، يكون في آخر الزمان قوم يلبسون الصوف في صيفهم و شتائهم ، يرون أن لهم الفضل بذلك على غيرهم ، اولئك تلعنهم ملائكة السموات و الأرض ، يا أبا ذر ألا أخبرك بأهل الجنة ؟ قلت بلى يا رسول اللّه ! قال كل أشعث أغبر ذي طمرين لا يؤبه به لو أقسم على اللّه لأبرّه » « 1 » . يعنى : اى ابو ذر ، در آخر زمان جماعتى خواهند بود كه لباس پشم پوشند در زمستان و تابستان ، و گمان كنند كه ايشان را به سبب اين پشم پوشيدن فضل و زيادتى بر ديگران است . اين گروه را لعنت مىكنند ملائكهء آسمان‌ها و زمين‌ها . اى ابو ذر ، آيا تو را خبر دهم به اهل بهشت ؟ ابو ذر گفت كه ، گفتم : بلى يا رسول اللّه . فرمود : هر ژوليده‌مويى و گردآلوده‌اى كه دو جامهء كهنه پوشيده باشد و مردم او را حقير شمارند و اعتناء به شأن او نكنند و اگر بر خدا قسم دهد در امرى ، خدا قسم او را البته قبول فرمايد و حاجتش را رد ننمايد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 77 ، ص 91 .