شيعى مذهب مىدانند . امّا به واسطهء غلوّ و مانند آن ، كه از او صادر شده ، او را در مذمومين نوشتهاند . چنانكه " علّامهء حلّى " در آخر كتاب " خلاصه " از " شيخ طوسى " نقل نموده و از فحواى كلام او نيز در آن مقام ظاهر مىشود كه حسين مدعى رؤيت و نيابت صاحب الامر عليه السّلام بوده .
در حاشيهء نسخهء قديم از كتاب " انساب سمعانى " به نظر حقير رسيده كه در كتاب معتبر " سنجرى " كه در زمان " شمس المعالى " تأليف شده ، مذكور است كه : " حسين بن منصور " مردم را به امام مهدى - صاحب الزمان عليه السّلام - دعوت مىكرد و به مردم مىگفت :
اينك ، عن قريب از " طالقان ديلم " بيرون خواهد آمد . بنابراين او را گرفته به بغداد بردند و مؤاخذه نمودند . و از اينجا معلوم مىشود كه گناه " حسين بن منصور " انتساب به مذهب شيعه اماميه بوده و اعتقاد به وجود مهدى اهل البيت عليهم السّلام و دعوت مردم به نصرت آن حضرت و شورانيدن مردم بر خلفاى عباسى بوده و كفر و زندقه را بهانه ساختهاند .
و لهذا بر وجهى كه در كتاب " انساب " است ، " شبلى " و " ابن عطاى بغدادى " و " محمّد بن خفيف شيرازى " و " ابراهيم بن محمّد نصرآبادى نيشابورى " تصحيح حال و تدوين اقوال او نمودهاند و در وصف او ، عالم ربانى ، فرمودهاند .
و در " روضة الصفا " مسطور است كه آنچه بعض مورخان گفته - كه " شيخ جنيد " نوشت : حلاج به حسب ظاهر كشتنى است - خلاف واقع مىنمايد . زيرا " خواجه محمّد پارسا " و بسيارى از علما اخبار نمودهاند كه پيش از قتل " حسين بن منصور " به نوزده سال ، " شيخ جنيد " فوت شد و از كلام صاحب " انساب " نيز مفهوم شد كه وزير خليفه ، قاضى و اهل فتوى را در حكم به اباحهء قتل او اجبار نمود و الّا مقرر است كه آنچه از اين طايفه در اوقات سكر و هنگام افشاندن گرد اسكار از قول و فعل مستانه واقع مىشود محققان علماى شريعت در توجيه آن مىكوشند ، و پرده عفو و اغماض بر آن مىپوشند . بيت :
بپوش دامن عفوى بزلت من مست * كه آبروى محبان به اينقدر نرود » « 1 »
تمام شد كلام " قاضى شوشترى " .
هامش
( 1 ) . مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 36 - 39 .