تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
" ابو طالب انبارى " گفته : وقتى كه از " ابن نصير " ظاهر گرديد آنچه ظاهر گرديد ، " ابو جعفر " او را لعن كرد و از او تبرى جست . چون اين خبر به او رسيد ، به گمان اين‌كه دلجويى " ابو جعفر " كند و عذر بخواهد ، به خانهء او رفت . " ابو جعفر " اذن دخولش نداد و نوميد برگشت . " سعد بن عبد اللّه " گفته كه : " محمّد بن نصير نميرى " ادعا مىكرد كه من پيغمبرم و امام على النقى عليه السّلام مرا به پيغمبرى فرستاده ، و او قائل به مذهب اهل تناسخ بود . و در حقّ امام على النقى عليه السّلام غلو كرده بود و به خدايى و ربوبيّت او قائل بود و مىگفت : مواقعه با محرمان جايز است ، و وطى مردان يكديگر را حلال است ، و اين دو فايده دارد : لذت فاعل ، و ذلّت و تواضع مفعول و هيچ‌يك از اين‌دو در شرع خدا حرام نيست و نبوده . و " محمّد بن موسى بن حسن بن فرات " او را اعانت مىنمود و از براى او ترتيب اسباب او در اين باب داده بود . و اين اعمال را از " محمّد بن نصير " ، " ابو زكريا يحيى بن عبد الرّحمن " هم به من خبر داد و گفت : غلامى را در پشت او به اين فعل قبيح مشغول ديدم ، بعد از آن او را ملاقات نموده در اين باب ملامت كردم . جواب گفت كه : اين لذت است و باعث رفع تكبّر و موجب تواضع و ذلّت نسبت به خدا ، و اين هردو جايز است . و " سعد " گفته كه : در موت " ابى نصير " از او پرسيدند در وقتى كه در زبانش سستى ظاهر شده بود كه : اين امر بعد از تو با كه باشد ؟ با زبان گنگ ، در جواب گفت كه : با " احمد " باشد و دانسته نشد كه " احمد " كدام است . لهذا اتباع او سه طايفه شدند . جمعى گفتند كه : از احمد ، پسر او ، احمد را خواسته و فرقه‌اى گفتند : مراد " احمد بن محمّد بن موسى بن فرات " است ، و طايفه‌اى گفتند : " احمد بن ابى الحسن بن بشر بن يزيد " را اراده كرده و لهذا متفرق شدند « 1 » .

[ احمد بن هلال كوفى ]

سوم ايشان " احمد بن هلال كرخى " بوده . مجلسى رحمه اللّه در كتاب بحار از " ابى على بن همام " نقل كرده كه : " احمد بن هلال " از اصحاب امام حسن عسكرى عليه السّلام بود و شيعيان نظر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 367 و 368 ؛ غيبت شيخ طوسى ، ص 398 و 399 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 326 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان