تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
يا آن‌كه نمىخواهد ؟ ! زيرا بسيار از مردم هستند كه از دنيا و اموال و لذتها - همه - دست برمىدارند از براى دريافت رياست و لذت رياست را از همه‌چيز بيشتر مىخواهند و همه لذتها را به جهت آن ترك مىنمايند . پس حلال مىكنند حرام خدا را و حرام مىكنند حلال او را و باك ندارند از آن‌كه از دينش چيزى ضايع شود ، اگر رياستش برجا باشد . پس آنها جماعتى باشند كه خدا بر آنها غضب كرده و لعن نموده است ايشان را و از براى ايشان آماده كرده عذاب خواركننده را ، و لكن مرد درست تمام ، آن مرد باشد كه ميل و هواى خود را تابع امر خدا قرار دهد و قوهء خود را در راه رضاى خدا صرف نمايد و بر حق بوده باشد ؛ و ذليل باشد خوش‌تر آيد او را ، [ از اينكه ] كه بر باطل باشد و عزيز ؛ زيرا مىداند زحمت دنيا ، كم است و فانى ، و راحت آخرت بسيار است و باقى ، و مىداند كه اين زحمت او را به نعمت ابدى مىرساند و اين لذّت دنيا او را عذاب دائمى عاقبت مىچشاند . پس همچو كسى مرد باشد و تمام مرد و حق مرد . چون او را بيابيد - دست از او برنداريد و به او چنگ زنيد و متمسك به او شويد و اقتدا كنيد و متابعت نمائيد و او را وسيله ميان خدا و خود قرار دهيد ؛ زيرا كه دعاى او رد نشود و طالب او ضرر نكند » « 1 » . تمام شد حديث شريف . پس اى عزيز ، بر مضامين اين‌دو حديث مأثور از اين‌دو بزرگوار تأمل كن ، و به نور عقل بينا شو ، و گول شياطين جن و انس مخور ، و خانه دين و اساس ايمان و آئين را ، به گول مردمان بىدين ، خراب منما . بالجمله ؛ مقصود در اين فصل اشاره به كسانى باشد كه در ظاهر ، بر صورت اهل دين و در باطن ، بر سيرت شياطين باشند . و اين جماعت چنان‌كه اشاره شد ، چند طايفه باشند . امّا طايفهء اولى : پس آن كسانند كه ادعاى سفارت و بابيّت خود ، ميان طايفهء شيعه و مولاى ايشان ، حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه - نمودند از روى كذب در زمان غيبت صغرى ، و ايشان چند نفرند :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 84 و 85 ، ح 10 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 324 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان