تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
حفظ كند و هواى نفس را مخالفت نمايد و امر مولاى خود را اطاعت نمايد ، پس عوام را [ لازم ] است كه تقليد او نمايند . لكن همچو عالمى نباشد مگر بعضى فقهاى شيعه نه جميع ايشان ، و امّا كسانى از فقهاى شيعه كه مرتكب قبايح و فواحش مىشوند - مانند فسقه فقهاى عامه - پس قبول نكنيد از آنها چيزى را كه از ما نقل كنند ، و كرامتى از براى آنها نباشد و بيشتر باعث بر آن‌كه حقّ و باطل اخبار ما اهل بيت مخلوط به يكديگر شده ، همين باشد . زيرا كه بعض فساق شيعه ، اخبار را از ما مىشنوند ، پس همه آنها را تغيير مىدهند به جهت جهل خود ، و آنها را بر غير وجوه حمل مىكنند به جهت نقصان معرفت خود ، و بعض ديگر ايشان عمدا دروغ بر ما مىبندند به جهت آن‌كه به اين سبب ، از جيفه دنيا به دست آورند چيزى را كه توشهء آتش جهنم ايشان باشد ، و بعض ديگر ايشان ناصب و بدخواه ما باشند و چون نمىتوانند كه با اظهار عداوت ما در امر ما قدح كنند لهذا در لباس شيعه داخل مىشوند به آن‌كه بعض علوم صحيحه ما را بياموزند و به اين واسطه نزد شيعيان ما اعتبارى حاصل مىكنند و نزد اعداء ما نقص بر ما مىكنند بعد از آن اضعاف آنها ، و زيادت دروغ بر ما مىافزايند از چيزهايى كه ما از آنها برىء هستيم ، و به ضعفاى شيعيان ما بيشتر باشد از ضرر لشكر " يزيد " بر حسين بن على عليه السّلام « 1 » . تمام شد حديث ، كه آثار صدق از مضامين آن ظاهر و آشكار است و دلالت نمود بر آنكه ، كسانىكه به لباس علم و زيور تشيّع آراسته [ اند ] لكن از لباس صلاح و تقوى عارى و برى باشد ، سبيل او با سبيل علماى يهود و نصارى خواهد بود . تقليد او نشايد و سخن او مردود باشد . پس گول همچو كسى را نبايد خورد و از او اجتناب بايد نمود ؛ زيرا كه همچو كسى در عداد كسانىكه در مقام ادعاى بابيّت و نيابت بدون قابليت و اهليت درآمده ، معدود باشد و غاصب حقّ نوّاب و سفراء و وكلا ، بلكه منوب و مولاى ايشان باشد . بلكه از اين طايفه باشند كسانىكه خود را به لباس زهد و تقوى جلوه مىدهد و بعضى عبادات و اذكار را مداومت مىنمايد به جهت تدليس و تزوير و گول عوام ، با وجود آن‌كه ادعاى علم و اجتهاد هم ندارد ؛ زيرا كه مىداند مردم اين ادعا را از او نمىشنوند . لهذا از اين مقام در
هامش
( 1 ) . احتجاج ، ج 2 ، ص 508 - 512 ، ح ش 337 .