تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
پس ، بعد از زمانى پسرى متولد شد » « 1 » .

معجزهء چهاردهم : [ خبر از مخلوط بودن مال با حق پسر عمو ]

در همان كتاب از همان جناب روايت كرده ، از " اسحاق بن يعقوب " كه گفت : « شنيدم از " محمّد بن عثمان عمرى " كه گفت : با شخصى از اهل دهات مصاحبت نمودم و با او از حضرت حجّت - عجل اللّه تعالى فرجه - مالى بود . [ مال را ] روانه نمود و آن مال را به او برگردانيدند و به او گفتند كه : چهارصد درهم از حقّ پسران عمويت در ميان مال باشد . آن مرد مبهوت ماند . بعد از آن در حساب مال نظر نمود . مزرعه‌اى از پسران عمويش در دست او بود و به آنها مالى رد نموده بود . چون حساب را با دقت بديد ، چهارصد درهم باقى مانده بود ، چنان‌كه آن حضرت فرموده [ بود ] . پس آن مبلغ را بيرون كرده ، باقى را ارسال داشت . آن حضرت قبول فرمود » « 2 » .

معجزهء پانزدهم : [ رفع شك ]

در همان كتاب از " محمّد بن جرير طبرى " روايت كرده ، از " محمّد بن ابراهيم بن مهزيار " روايت نموده كه گفت : « من وارد عراق شدم در حالتى كه شك داشتم . پس توقيع بيرون آمد به اين مضمون كه : ما دانستيم كه بعضى دوستان ما شك كرده‌اند در امر ما ! آيا نشنيده‌ايد كه خدا فرموده :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 3 » يعنى : اى گروه مؤمنين ، خدا و رسول و اولوا الامر خود را اطاعت كنيد . آيا اين امر تا روز قيامت باقى نخواهد بود ؟ يعنى چون اطاعت اولوا الامر تا روز قيامت واجب باشد ، پس بايد تا روز قيامت روى زمين از اولوا الامر خالى نماند . آيا نمىبينيد كه خداوند از زمان آدم تا امام گذشته ، پيغمبران و اوصياء [ يى ] قرار داد كه علم‌هاى هدايت بوده‌اند ؟ آيا نديده‌ايد كه هر زمان كه علمى رفته ، علم ديگر در مقام او نصب شده و هرگاه ستاره‌اى غروب كرده ، ستاره ديگر طلوع نموده ؟ پس ، چون امام گذشته را خدا قبض روح نمود ، گمان كرديد كه واسطهء ميان خدا و خلق
هامش
( 1 ) . مدينة المعاجز ، ج 5 ، ص 201 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . سوره نساء ، آيه 59 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 216 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان