تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مىنمود و كتمان نمىكرد ، و با من دوست بود و به مقتضاى طبع اهل عراق اظهار مودّت مىنمود و هروقت كه با من ملاقات مىكرد مىگفت كه : در نزد من خبرى هست كه تو را شاد كند و آن‌را به تو نمىگويم و من از او تغافل مىكردم تا آن‌كه با او در جايى جمع شديم و از او استخبار نمودم . [ احمد بن بلال ] گفت : بدان كه خانه من در " سرّ من رأى " مقابل خانهء امام حسن عسكرى بود و من از آنجا به قزوين رفتم و بعد از مدتى طويل مراجعت نمودم و از كسان خود كسى را نديدم مگر عجوزه‌اى را كه مرا تربيت كرده بود و در اصل خلقت ، عفيفه و مستور بود و دخترى داشت ، و زنهايى كه با ما دوستى داشتند در خانه او بودند . بعد از آن عزم مسافرت كردم . آن عجوزه گفت : چرا در مراجعت تعجيل [ مى ] كنى ؟ مدّتى بود كه تو را نديده بوديم ، قدرى توقف كن كه به ملاقات تو شاد شويم . من از روى استهزا گفتم : مىخواهم به كربلا بروم ؛ زيرا مردم به جهت زيارت عرفه يا نيمه شعبان به زيارت مىروند . آن عجوزه گفت كه : اى پسر ! تو را به امان خدا ببرم از اينكه اين‌گونه سخنان را بر وجه استهزا وادارى . به درستى كه من ، تو را خبر مىدهم به چيزىكه دو سال بعد از رفتن تو ديده‌ام . بدان‌كه شبى در همين خانه در نزديك دهليز با دخترم خوابيده بودم . در ميان خواب و بيدارى شخصى را خوشبو و خوش‌رو با لباس نيكو ديدم بر من وارد شد و گفت : يا فلان ! در اين وقت كسى آيد و تو را به خانهء همسايه طلب كند ؛ مترس از رفتن و ابا مكن . من ترسيدم و دخترم را صدا كردم و از او پرسيدم : در اين‌وقت كسى به خانه آمد ؟ گفت : نديدم . پس نام خدا را برده خوابيدم . بار ديگر آن مرد آمد و آن كلام را اعاده كرد . باز ترسيدم و دخترم را صدا كردم و مثل اول از او پرسيدم . همان جواب [ را ] داد و گفت : مترس و خدا را ياد كن . نام خدا را برده خوابيدم . در دفعه سوم همان مرد آمده گفت : يا فلان ! آمد آن كسى كه تو را مىخواهد . در را مىكوبد . برخيز و با او برو . پس من آواز در را شنيدم ، گفتم : كيست ؟ گفت : در را بگشا و مترس . من كلام او را شناخته در را گشودم . خادمى را ديدم كه چادرى با خود دارد . به من گفت : اين چادر را به سر كن و با من بيا كه بعض همسايگان به تو حاجتى دارند . آن چادر را به سركرده مرا برد به خانه‌اى كه آن را ديده بودم . پس در وسط آن خانه پردهء طولانى كشيده