تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
[ بودند ] و مردى در يك سمت پرده نشسته [ بود ] . پس خادم پرده را از يك جانب بلند كرده داخل شدم . زنى را ديدم كه درد زائيدن دارد و زن ديگر در پشت او نشسته ، گويا قابله است . آن زن به من گفت : اعانت نما ما را در اين كار كه داريم . پس من معالجه كردم به چيزهايى كه در كار بود . اندكى گذشته ، پسرى متولد شد . او را به روى دست خود برداشته آواز كردم كه : پسر ، پسر ، و سر خود را از پرده بيرون كردم كه آن مرد را مژده دهم . كسى به من گفت : فرياد مكن ! پس روى خود را به جانب آن پسر كردم ، او را در دست خود نديدم . آن زن گفت : صدا مكن . پس خادم دست مرا گرفت و چادر به سرم كرده مرا به خانه‌ام برگردانيد . پس كيسه‌اى به من داد و گفت : به كسى مگو آن چيزى را كه ديدى و برفت . من داخل خانه شدم و بر سر رختخواب خود رفته . در حالتى كه دخترم در خواب بود ، او را بيدار كرده پرسيدم : از رفتن من خبردار شدى ؟ گفت : نه ! پس كيسه را گشودم . در آن ده دينار بود و اين واقعه را به كسى نگفته مگر در اين‌وقت كه تو به اين كلام و استهزا قيام نمودى ، تا آن‌كه بترسى و از اين سخنان نگوئى و بدانى كه اين قوم را در نزد خدا مرتبه بلندى باشد و هرچه گويند حقّ باشد . من از اين سخن تعجب نمودم و آن زن را استهزا نمودم . لهذا وقت اين واقعه را از او نپرسيدم . لكن اين‌قدر مىدانم كه در سال دويست و پنجاه و چهارم يا پنجم به قزوين رفتم و در سال دويست و هشتاد و يكم برگرديده به " سر من رأى " ، و حكايت عجوزه را شنيدم . آن ايام ، ايام وزارت " عبيد اللّه بن سليمان " بود . " حنظلة بن زكريا " راوى خبر ، گويد : من ، " ابو الفرج مظفر بن احمد " را طلبيدم و اين خبر را با او شنيديم » « 1 » . مؤلف گويد : اين خبر ، با خبر سابق حكيمه در كيفيت ولادت منافات ندارد ؛ زيرا حكيمه نگفت كه غير از من ، زن ديگر نبود . پس مىشود او را به جهت اعانت حكيمه و تسلّى قلب نرجس آورده باشند . بلكه اين خبر مؤيد آن باشد ؛ زيرا دلالت كرد بر اينكه زنى ديگر مانند قابله در پشت نرجس نشسته بود و آن زن بايد حكيمه باشد و آن مرد كه در پس پرده بود ، بايد حضرت عسكرى عليه السّلام باشد كه از خبر حكيمه مستفاد شد آن بزرگوار در نزديك او بوده ، كلام او را مىشنيده ، « و اللّه العالم » .
هامش
( 1 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 240 - 242 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 20 - 22 .