تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خود را درست كن و وصيت نكن به كسىكه بعد از تو در جاى تو بنشيند ؛ زيرا غيبت تامّه واقع گردد . پس ظهورى نباشد ، مگر بعد از اذن خداى تعالى - جلّ ذكره - و آن بعد از طول مدّت و قساوت قلوب و پر شدن زمين از جور باشد ؛ و زود باشد كه بعضى شيعيان من ، ادعاى مشاهده كند ؛ آگاه باشيد كه هركسى كه ادعاى مشاهده كند قبل از خروج سفيانى و صيحه آسمانى ، پس او كذّاب و افترا گوينده باشد ؛ و لا حول و لا قوة إلّا باللّه العلي العظيم » « 1 » . و مثل اخبارى كه در ذكر اسم گذشت ؛ كه شخص او ديده نشود و ذكر اسم او نشايد . و مثل اخبارى كه در باب غيبت گذشت ؛ كه آن حضرت مردم را ببيند و مردم او را نبينند . و مثل خبر " مظفر علوى " از حضرت رضا عليه السّلام كه فرمود : « خضر از آب حيوان آشاميد . پس او زنده باشد و نميرد تا آن‌كه در صور دميده شود و او نزد ما آيد و بر ما سلام كند . ما صوت او را شنويم و شخص او را نمىبينيم و او حاضر مىشود در هرجا كه نام برده شود . پس هر كس نام او را برد ، بر او سلام كند و او در موسم حج حاضر گردد و مناسك حج را به‌جا آورد و در عرفات بايستد و دعاى مؤمنين را آمين گويد . و زود باشد كه خدا او را مونس قائم ما مىنمايد و وحشت و وحدت [ تنهايى ] قائم ما را به او دفع كند » « 2 » . و مثل جميع اخبار غيبت ؛ زيرا كه معنى غيبت آن است كه از جميع نظرها غايب باشد و اگر يك نفر هم او را ببيند ، صدق نكند كه از همه نظرها غايب است . لكن انصاف بعد از تأمل آن است كه اين اخبار را دلالت بر عموم نفى رؤيت از جميع مردم در جميع اعصار نيست ، تا آن‌كه منافى باشد با وقوع رؤيت از براى مردم در بعض اعصار . امّا اجمالا ؛ پس به سبب آن‌كه شك و شبهه نيست در اين‌كه آن حضرت را خدّام و غلامان بلكه عيال و اولاد باشد . زيرا كه به‌علاوه آن‌كه در خبر مفصل كه بعد از اين مذكور شود انشاء اللّه تصريح شده كه مباشرين امور و خدّام او ، او را مىبينند و بقاى حيات انسان بدون بعض آنها متعسر و بدون بعض ديگر متعذر است . و مباشرت انسان در جميع مقدمات زندگى خود ، در عادت نشايد و غيبت از اين نوع كاركنان هم‌چنين باشد . مگر آن كه مراد از غيبت آن باشد كه ديده شود و شناخته نشود و اين نيز منافى با ظاهر اخبار غيبت
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 516 . ( 2 ) . همان ، ص 390 و 391 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 159 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان