و روايت " ريان بن صلت " كه گفت : سؤال كرده شد رضا عليه السّلام از قائم عليه السّلام ؛ فرمود كه : « او كسى است كه جسم او ديده نمىشود و نام او برده نمىشود » « 1 » .
و روايت امام باقر عليه السّلام ، كه عمر پرسيد از امير المؤمنين عليه السّلام از مهدى ، فرمود : « امّا اسم او ، پس خليل و حبيب من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عهد گرفته از من كه خبر از نام او ندهم تا آن زمان كه خدا او را مبعوث كند و آن از جمله امورى است از علم خدا ، كه سپرده است آن را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله » « 2 » .
و روايت " ابى هاشم جعفرى " كه گفت : شنيدم از حضرت ابى الحسن عسكرى عليه السّلام كه فرمود : « خلف بعد از من ، فرزندم حسن باشد و چگونه باشد حال شما در خلف بعد از خلف ؟ عرض كردم : فداى تو شوم از چه جهت ؟ فرمود : از آن جهت كه شما شخص او را نمىبينيد و ذكر نام او هم از براى شما حلال نباشد . عرض كردم : پس چگونه او را ذكر كنيم ؟ فرمود : بگوييد : الحجة من آل محمّد صلوات اللّه عليه » « 3 » .
و روايت " ابن ابى يعفور " از صادق عليه السّلام كه فرمود : « پنجم از اولاد هفتم شخص او از ايشان ، غايب شود و از براى ايشان نام او حلال نباشد » « 4 » .
و روايت عبد اللّه صالحى كه گفت : سؤال كرد مرا بعض اصحاب من ، بعد از وفات ابو محمّد عليه السّلام كه سؤال كند از نام و مكان . پس توقيع در جواب بيرون آمد : « اگر دلالت كنى ايشان را بر اسم ، آن را شايع كنند و اگر بشناسند ايشان مكان را دلالت كنند مردم را بر آن » « 5 » .
و از جمله روايات ، اخبارى است كه دلالت مىكند بر اينكه ائمه عليهم السّلام تعبير از اسم شريف ، به حروف مقطعه يعنى " م ح م د " مىنمودند و به كنايات - مثل آنكه اسم او اسم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است - تعبير مىفرمودند .
و از جمله اخبارى كه دلالت بر جواز مىكند ، روايت " علّان رازى " است كه گفت : خبر داد به من بعض اصحاب كه چون جاريه ابو محمّد عليه السّلام حامله شد ، آن حضرت فرمود : « زود باشد كه حامله شوى به فرزندى كه نام او محمّد است و اوست قائم بعد از من » « 6 » .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 648 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان ، ص 338 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . همان ، ص 408 .