تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
المتقدّس بكمال ذاته عن مشابهة الأنام فلا يبلغ صفته الواصفون المتفضّل بسوابغ الانعام
شرح
عبارتست از فعلى كه مشعر بوده باشد بتعظيم منعم از ان حيثيت كه نعمتي از أو بحامد رسيده است خواه فعل قلب باشد يعنى اعتقاد باتّصاف محمود بصفات كمال وجلال يا فعل لسان باشد يعنى ذكر كلامي كه دلالت كند بر تعظيم أو يا فعل جوارح باشد يعنى بجاى آوردن افعالى كه دلالت كند بر تعظيم أو وشكر عبارتست از صرف نمودن عبد جميع اعضا وجوارح وقواى ظاهرة وباطنة را در افعالى كه اين قوى وأعضاء جهت أو مخلوق شده‌اند مثلا صرف قوة باصرة در مطالعهء مصنوعات الهى از جهت استدلال بر كمال عظمت وقدرت أو وعلى هذا القياس پس نسبت ميانه حمد وشكر نزد ايشان عموم وخصوص مطلق است چه هر شكري حمد است وهر حمدى شكر نيست زيرا كه صرف قوة باصرة تنها فيما خلق لأجله هست وشكر نيست والف ولام با از براي تعريف جنس است يا از براي استغراق وبر هر تقدير كلام مفيد حصر است چنانچه تصريح نموده‌اند به اينكه مبتداى معرف بلام دلالت دارد بر حصر أو در خبر واين قول را نيز بصاحب كشاف نسبت داده‌اند وتعريف جنس واستغراق در مقام حصر مثل ازمانند چه تخصيص جميع افراد حمد به خداى تعالى لازم دارد اختصاص جنس حمد را نيز به أو كه اكر جنس حمد در غير أو يافت شود البتة فردى نيز در غير يافت خواهد شد چه وجود جنس ممكن نيست مكر در ضمن فرد وهمچنين اختصاص جنس حمد به خداى تعالى لازم دارد اختصاص جميع افراد حمد را به أو كه اكر يك فرد در غير أو يافت شود جنس نيز در ضمن ان فرد از براي غير خواهد بود واين خلاف فرض است اكر كسى كويد كه لفظ الحمد للّه در قران مجيد وكلام صادقين عليهم السّلام بسيار واقع شده وبنا بر آنكه مفيد حصر باشد چون جمع مىشود با مذهب حق در افعال عباد كه فاعل انها عبادند نه خداى تعالى چنانچه مذهب اشاعرة است خذلهم اللّه چه در اين صورت عباد نيز بسبب افعال جميلة كه از ايشان صادر شود مستحق حمد خواهند بود پس استحقاق حمد مخصوص به خداى تعالى نخواهد بود بلى بنا بر مذهب اشاعره اختصاص حمد به خداى تعالى عزّ وجلّ صحيح است چه از غير أو فعلى صادر نمىشود تا آنكه فاعلش مستحقّ حمد باشد جواب مىكوييم كه افعال عباد اگرچه مخلوق عباد است ليكن قدرت برآن افعال وساير آلات وأدوات چون اعضا وجوارح وقوى همه مخلوق خداى تعالى است بس حمد برآن افعال في الحقيقة راجع مىشود بحمد خالق اين آلات وأدوات واين جواب را صاحب كشّاف در چند موضع از كشّاف ذكر نموده وپوشيده نيست كه اين جواب دفع اعتراض بالكلية نمىكند چه اين آلات وأدوات اكرچه دخل در فعل عبد دارند ليكن ظاهر است كه سبب قريب فعل أو واراده وعزم اوست وانها سبب بعيداند وهركاه واجب تعالى بسبب خلق انها مستحقّ حمد بر فعل عبد باشد عبد نيز مستحق حمد خواهد بود بسبب ايجاد سبب قريب بطريق أولى پس بهتر آنست كه در جواب بكوييم كه تخصيص
شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 5 | محمد هادي المازندراني