ان يكون لفظ أحد الخبرين فصيحا ولفظ الآخر ركيكا بعيدا عن الاستعمال فيرجّح فصيح ووجهه ظاهر وامّا الأفصح فلا يرجّح على الفصيح خلافا للعلّامة في يب إذا المتكلم الفصيح لا يجب ان يكون كلّ كلامه افصح وثانيها ان يتاكّد الدّلالة في أحدهما بان يتعدّد جهات دلالته أو يكون أقوى ولا يوجد مثله في الآخر فيرجّح متاكّد الدّلالة ومن أمثلته ما جاء في بعض اخبار التّقصير للمسافر بعد دخول الوقت من قوله ص قصر فإن لم تفعل فقد واللّه خالفت رسول اللّه ص وثالثها ان يكون مدلول اللّفظ في أحدهما حقيقيّا وفي الآخر مجازيّا وليس بغالب فيرجّح ذو الحقيقة أو يكون فيهما مجازيّا لكن مصحّح التّجوّز اعني العلّامة في أحدهما استهر
و
شرح
راوي معنى باشد وخواه نه ومقتضى تقديم لفظ نيست بشرط ضبط ومعرفت در راوي معنى چنانچه شيخ قدس سره شرط دانسته ومنها الترجيح بالنظر إلى المتن واز جمله وجوه ترجيح اخبار ترجيح خبر است باعتبار متن واين از چند جهت بهم مىرسد يكى آنكه لفظ يكى از دو خبر فصيح وبليغ باشد ولفظ ديكرى ركيك واز استعمال در كلام فصحا دور باشد پس فصيح راجح است ووجهش ظاهر است زيراكه فصيح أشبه است بكلام معصوم واما افصح پس أو رجحان بر فصيح ندارد زيراكه متكلم فصيح واجب نيست كه كلامش افصح باشد پس چنانچه افصح بكلام معصوم شبيه است همچنين فصيح نيز شبيه است پس افصحيت موجب ترجيح نيست وعلامه رحمه الله در تهذيب مخالفت نموده وقائل شده برجحان افصح باعتبار آنكه حضرت رسول صلى اللّه عليه وآله وأئمة معصومين صلوات اللّه عليهم در فصاحت به نهايت مراتب كمال رسيده بودند وديكرى با ايشان در ان مرتبه شريك نبود پس ظن غالب حاصل مىشود به اينكه افصح از ايشان صادر شده باشد بخلاف فصيح ووجه ثاني از وجوه راجحان متن اينست كه دلالت در يكى از آن دو خبر متأكد باشد به اين طريق كه جهات دلالت أو متعدد باشد يا آنكه دلالتش أقوى باشد ومثل تاكّد دلالت در خبر ديكر يافت نشود واز امثلهء اين قسم آن چيزيست كه در بعضي از اخبار تقصير از براي مسافري كه بسفر رود بعد از دخول وقت وارد شده كه قصّر وان لم تفعل فقد واللّه خالفت رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله كه دلالت اين خبر بر وجوب قصر در چنين سفري مؤكد است از چند جهت يكى اينكه جهات دلالت متعدد است چه قصر دلالت دارد بر اين معنى وجمله شرطية وان لم تفعل فقد خالفت رسول ص نيز دال است برين وتقويت نيز يافته بصيغة قسمي كه واقع شده در ميان اجزاى جزا پس اكر خبري معارض اين خبر باشد كه در أو اين تأكيدات باشد مرجوح خواهد بود نظر باين سيّوم از وجوه رجحان متن اينست كه مدلول لفظ در يكى از اين دو خبر مدلول حقيقي باشد ودر ديكرى مدلول مجازى واز مجازات غالبه نبوده باشد پس ان خبري كه