الثّالث قوله سبحانه ومن ولى الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا فسرّت الحكمة بما يرجع إلى العلم
شرح
بر آفريدن خداى عزّ وجلّ آدميان از علقة وبعضي از انها مشتمل است بر تعليم چيزهاى كه آدميان عالم بأنها نبودند فكر كردهاند كه خداى عزّ وجلّ ذكر كرده اوّلا اوّل حالت انسان را كه ان علقة بودن ايشان است واين حالت در نهايت دنائت وخساست است وبعد از ان ذكر نموده آخر حالت ايشان را وان عالم شدن ايشان است واين حالت در كمال رفعت وجلالت است پس گويا خداى سبحانه وتعالى مىفرمايد كه تو اى آدمىزاد در اوّل حال باين مرتبه دنيّهء خسيسه بودى ودر آخر حال باين درجهء شريفه نفيسه رسيدى پس اكر حالتي اشرف از علم مىبود ذكر أو مناسب مقام بودى الثّانى قوله تعالى اللّه الّذى تا الثّالث دليل دويّم از قرآن مجيد قول خداى عزّ وجلّ است كهاللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوايعنى خداى شما آنكسى است كه آفريده است هفتآسمان را كه أفلاك سبعة سيّارة است واز زمين نيز مثل انها خلق نموده وجارى مىشود حكم خداى تعالى در ميان آسمانها وزمينها وعلّت خلق انها اينست كه شما بدانيد كه خداى عز وجل بر هر چيزى قادر است ومراد از هفت زمين يا طبقات عناصر أربعة است كه كرهء نار وهواي حارّ كه طبقهايست از هوا مجاور كرهء آتش وطبقه زمهرير كه در تحت هواي حارّ است وطبقهء هواي كه مجاور ارض است وكرهء أب وطبقه طيبه كه مركبست از أب وخاك وطبقهء ترابيّة كه مجاور مركز عالمست وبعضي كفتهاند كه أصل زمين هفت طبقه است بر بالاى يك ديكر بدون فرجه ميان ايشان وبعضي كفتهاند كه هفت زمين است متصل به يكديكر كه در ميان انها درياها فاصله است وبعضي كفتهاند كه مراد أقاليم سبعة است وبر هر تقدير خداى عزّ وجلّ در اين آيهء كريمة علم را علّت آفريدن آسمانها وزمينها كردانيده وهمينقدر كافيست از براي جلالت وعظمت وشرافت علم چه علّت ايجاد چنين خلقي مىبايد كه در نهايت عظمت وشرافت بوده باشد الثّالث قوله تعالىوَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراًفسرّت الحكمة بما يرجع إلى العلم دليل سيّوم از كتاب مجيد قول خداى تعالى است كه مىفرمايد كه هركه به أو داده باشد حكمت پس بتحقيق كه به أو داده شده خير بسيارى ودر تفسير حكمت ذكر كردهاند معنى كه بعلم برمىكردد چه بعضي از محقّقين كفتهاند كه مراد از حكمت درين آيهء كريمهء علوم ومعارفيست كه متضمّن صلاح دنيا وآخرت بوده باشد وشيخ أبو جعفر محمّد بن يعقوب س سرّه در كتاب كافى حديثي از حضرت امام الجنّ والانس علي بن موسى الرّضا عليهما السلم نقل نموده در باب فضل امام وصفات أو كه مضمونش اينست كه خداى عزّ وجلّ به هريك از أنبياء وائمّة عليهم السّلم داده از علوم خود آن قدرى كه بغير ايشان نداده پس علم ايشان بالاتر از علوم أهل زمان ايشان است وبعد از ان اين آيهء كريمة را تلاوت نمودند واين مشعر است به اينكه مراد از موصول أنبيا وائمّة عليهمالسّلاماند الرّابع قوله تعالىهَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِودليل چهارم از كتاب مجيد قول خداى عزّ وجلّ است كهقُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ