تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
حجّة مجوّزيه إلى الثّلاثة والاثنين ما قيل في الجمع وانّ اقلّه ثلاثة أو اثنان كانّهم جعلوه فرعا لكون الجمع حقيقة في الثّلاثة أو في الاثنين والجواب انّ الكلام في اقلّ مرتبة يخصّص إليها العامّ لا في اقلّ مرتبة يطلق عليها الجمع فانّ الجمع من حيث هو ليس بعامّ ولم يقم دليل على تلازم حكميهما فلا تعلّق لأحدهما بالآخر فلا يكون المثبت لأحدهما مثبتا للآخر .
شرح
وهركاه ثابت نشود كه مراد از أو نعيم است به تنهائى ما در جواب اكتفا مىكنيم بوجه اوّل يعنى منع اينكه مراد ازو واحد است بلكه مراد جماعت كثيريست چنانچه مذكور شد واين وجه در توجيه سهولت از مصنف قدّس سرّه منقولست وپوشيده نماند كه دفع اين شبهه نزد اماميّه رضوان اللّه عليهم مشكل‌تر است بلكه ممكن نيست چه قول به اينكه مراد از ناس نعيم است از دو امام معصوم منقولست چنانچه كذشت وهركاه معارضي از قول معصوم نبوده باشد ومؤيّدى نيز باشد كه ان نقل اتّفاق مفسّرين است قول به أو واجب خواهد بود پس الف ولام النّاس از براي تعريف عهد نتواند بود بنا بر اينكه اسم جمع معرّف بلام عهد را بر واحد اطلاق نمىتوان نمود والبتّه الف ولام استغراق وعموم خواهد بود ومطلب مستدلّ قوى مىشود وحاصل آنكه بر مذهب ما يا مىبايد قائل شد به اينكه تخصيص لفظ عامّ تا واحد جايز است يا به اينكه اسم جمع معهود را بر واحد مىتوان اطلاق نمود وعن الخامس انّه غير محلّ النّزاع أيضا تا حجّة مجوّزيه وجواب از دليل پنجم ايشان اينست كه اين نيز از محل نزاع بيرونست زيراكه الف ولام در الخبز والماء از براي استغراق وعموم نيست بلكه از براي عهد ذهني است واشاره است به حصّه‌اى از نان وأب كه معلوم ومعهود است در أذهان كه خورده وآشاميده مىشود به اين معنى كه مراد أزين معهود ذهني قدرى از نان وآبيست كه در خارج موجود است ومطابق است با ان امر خارجي ان حصّه از حقيقت نان وأب كه معهود است در أذهان وحاصل جواب اينكه اطلاق شده معرّف « 1 » بلام عهد ذهني كه يك فرد از معرف بلام جنس است بر فرد موجود معيّن أزين معهود ذهني [ كه اين معهود ذهني ] احتمال أو وغير أو دارد واراده آن فرد بخصوصه از ميانه افراد محتمله ان معهود ذهني شده بواسطة قرينه اكل وشرب واين اطلاق از قبيل « 2 » اطلاق معرّف بلام عهد خارجيست بر فرد موجود معيّن از افراد معهودة خارجية چنانكه مىكويى بمخاطب ادخل السوق واراده مىنمايى بازار معيّنى از بازارهاى كه معهود است ميان تو ومخاطب به واسطه يك قرينهء هرچند ان قرينة معتاد بودن رفتن به بازار معلومى بوده باشد پس چنانكه السّوق در عهد خارجي از قبيل تخصيص عامّ نيست همچنين الخبز والماء در عهد ذهني أزين قبيل نيست حجّة مجوّزيه إلى الثّلاثة والاثنين ما قيل في الجمع تا والجواب دليل آنان كه قائلند بجواز تخصيص عام تا آنكه
هامش
( 1 ) ببايد دانست كه معرّف بلام بنا بر مشهور ميان جمهور با دو قسم منقسم است يكى معرّف بلام عهد خارجي ودوّم معرّف بلام جنس واين قسم بسه قسم منقسم است يكى معرف بلام حقيقت كه اشاره به حقيقت من حيث هي است ودوم معرّف بلام عهد ذهني كه اشاره به حقيقت است باعتبار وجود در ضمن فرد غير معين در خارج وسوّم معرف بلام استغراق كه اشاره است به حقيقت باعتبار وجود در ضمن جميع افراد