تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
وعن الخامس انّه غير محلّ النّزاع أيضا لانّ كلّ واحد من الماء والخبز في المثالين ليس بعامّ بل هو للبعض الخارجي المطابق للمعهود الذّهني اعني الخبز والماء المقرّر في الذّهن انّه يؤكل ويشرب وهو مقدار ما معلوم وحاصل الامر انّه اطلق المعرّف بلام العهد الذّهني الّذى هو قسم من تعريف الجنس على موجود معيّن يحتمله وغيره اللّفظ أريد بخصوصه من بين تلك المحتملات بدلالة القرينة وهذا مثل اطلاق المعرّف بلام العهد الخارجي على موجود معيّن من بين معهودات خارجيّة كقولك لمخاطبك ادخل السّوق مريدا به واحدا من أسواق معهودة بينك وبينه عهدا خارجيا معيّنا له من بينها بالقرينة ولو بالعادة فكما انّ ذلك ليس من تخصيص العموم في شئ فكذا هذا
شرح
ايشان اينكه أولا قبول نداريم كه مراد از ناس نعيم بن مسعود باشد وبس چه ممكن است كه جمعى ديكر نيز با أو شريك شده باشند در منع مسلمين از جهاد اكرچه أبو سفيان أو را به تنهائى فرستاده باشد چنانچه صاحب كشّاف بعد از نقل آن روايت مذكورة در توجيه عموم النّاس واراده واحدين را احتمال داده با اينكه ثابت نيست كه مراد از ناس نعيم باشد أصلا وروايت مذكورة از ناس در آيهء كريمة جماعتىاند چنانچه صاحب كشّاف بعد از نقل ان روايت كفته كه بعضي كفته‌اند كه نيست بلكه بعضي كفته‌اند كه أبو سفيان بعد از خروج از مكة بجمعى از سواران عبد القيس برخورد كه اراده مدينة داشتند بجهة خريدن خوردنيها وبه ايشان وعده يك شتر بار مويز كرد اكر ايشان مسلمانان را از بيرون آمدن بجهاد بازدارند وشيخ أبو على طبرسى قدّس سرّه در مجمع البيان از سدى نقل نموده كه مراد از ناس درين مقام منافقين مدينه‌اند وبر تقديرى كه مراد از ناس نعيم باشد وبس در جواب مىكوييم كه اين نيز چون انّا در دليل ثالث از محلّ نزاع بيرونست چرا كه محل نزاع تخصيص لفظ عامّ است والف ولام النّاس بنابراين از براي استغراق وعموم نيست بلكه از براي عهد است واشاره است بنعيم وبعضي از اصوليّين در اين جواب توقّف نموده‌اند باعتبار آنكه ثابت نمىدانند جواز اطلاق ناس معرّف بلام عهد را بر واحد از اين جهت كه ناس اسم جمع است وبعد از تعريف أو به ادات عهد بايد كه جمعى باشند وچون ثابت شدة از اتفاق مفسّرين اينكه مراد از أو نعيم است پس الف ولام النّاس نمىتواند كه از براي عهد باشد بلكه البتّه از براي استغراق وعموم خواهد بود ولازم مىآيد جواز اطلاق معرّف بلام استغراق بر واحد واين مطلب مستدلّ است وكار اين شبهه ودفع أو نزد ما آسان است چه اتّفاق مفسّرين بر اينكه مراد ناس نعيم است چنانچه مستدلّ دعوا نموده منقولست بخبر عادل وبسبب أو حكمي ثابت نمىشود