تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
نيز موافق خواهند بود زيراكه عروض عوارض بحسب قابليّت مواد است وهركاه ماهيّت ولوازم ماهيّته مشترك باشند قابليّت ايشان به يك نحو خواهد بود پس وجه امتياز مثلين منحصر است در محلّ واكر محلّ نيز متّحد باشد از هيچ جهة امتياز ميانه ايشان نخواهد بود پس دو چيز نخواهند بود بلكه يكى خواهند بود واكر امر ونهى از ضدّ خلافي باشند لازم مىآيد جواز اجتماع هريك با ضدّ ديكرى چنانچه لازمه خلافين است چون اجتماع سياهى كه خلاف شيرينى است با ضدّ أو كه ترشى است پس اكر ايشان خلافين باشند جايز خواهد بود كه جمع شود امر به شئ با ضدّ نهى از ضدّ كه ان امر بضدّ است واين اجتماع محالست يا باعتبار اينكه امر به شئ وامر بضدّ أو نقيض يك ديكرند عرفا هرچند تناقض در اصطلاح مخصوص بكلام خبريست زيراكه در عرف اين دو كلام را افعل هذا وافعل ضدّه است دو امر متناقض مىشمارند چنانچه فعله وفعل ضدّه را در خبر متناقض مىكويند ويا باعتبار اينكه امر به شئ وامر بضدّ أو تكليف بفعلى است غير ممكن زيراكه در يك‌وقت اجتماع فعلى با ترك أو محالست وتكليف بغير ممكن محالست وجواب از دليل ايشان آنكه نهى از ضدّ بمعنى طلب ترك ضدّ است وطلب ترك ضدّ احتمال ارادهء دو معنى دارد يكى طلب فعل ضدّ ضدّ كه لازم معنى حقيقي طلب ترك ضدّ است وديكرى طلب بازداشتن مخاطب نفس خود را از فعل ضدّ كه معنى حقيقي اوست وشما أزين عبارت كه امر به شئ طلب ترك ضدّ اوست اكر معنى اوّل خواسته‌اند كه امر به شئ طلب فعل ضدّ ضدّ مأمور به است كه ان ضدّ ضدّ عين مأمور به است وحاصل مدّعاى شما اين باشد كه امر به شئ طلب فعل مأمور به است پس نزاع ميانه شما وجمعى كه نفى مىكنند عينيّت امر به شئ را با نهى از ضد لفظي خواهد بود زيراكه عينيّتى را كه شما اثبات كرده‌ايد ايشان نفى نمىكنند وآنچه ايشان نفى كرده‌اند شما اثبات نمىكنيد ونزاع راجع مىشود بناميدن فعل مأمور به را ترك ضدّ وناميدن طلب أو را نهى زيراكه شما ترك ضدّ مىكوييد واراده مىنماييد فعل مأمور به را ونهى مىكويند وطلب فعل مأمور به مىخواهند وايشان چنين نكرده‌اند پس مسئله لغوى مىشود وراه اثبات مدّعاى شما نقل از أهل لغت است واين نقل ثابت نيست بلكه محض دعوى است واكر ثابت هم باشد پس حاصل مدّعاى شما اين خواهد بود كه امر به شئ را يك عبارتى ديكر هست كه دلالت بر همان معنى مىكند از قبيل لغز وبازيچه وان نهى از ضد است چون أنت واين أخت خالتك كه اين عبارت يعنى اين أخت خالتك نيز دلالت دارد بر مخاطب چون أنت از قبيل دلالت الفاز ومعمّيات ومثل اين مدعا را لايق نيست عنوان بحث ساختن ونوشتن در كتابهاى علمي واكر شما أزين عبارت معنى ثاني را قصد كرده‌ايد ومراد شما اينست كه امر به شئ طلب كفّ از ضدّ است يا نفى مىكنيم عينيت را واختيار مىكنيم ان شقّ را كه امر به شئ با نهى از ضدّ خلافانند وآنچه شما دعوى مىنموديد در بيان بطلان اين شقّ كه لازم خلافين است اجتماع هريك با ضدّ ديكر ممنوعست زيراكه خلافان كاه هست كه متلازمانند