بلكه ماهيّت آنها نسبت به خوبى و بدى بىتفاوت است . و لذا منوط به آن است كه از عناوين دستهء اوّل كداميك بر آنها منطبق گردد ، تا آنها را به يك طريق سوق دهد . بسيارى از افعال بشر مانند سخن گفتن ، راه رفتن ، نشستن و برخاستن و امثال آن از اين قبيل هستند . و هيچگاه نمىتوان قضاوت كلّى دربارهء آنها نمود ؛ زيرا كه چهبسا يك عمل به علت قرار گرفتن تحت عناوين گوناگون حتّى به صفات متناقض اتّصاف يابد . هيچگاه نمىتوان گفت به خانه ديگرى رفتن ، مطلقا خوب و يا بد مىباشد ، زيرا اين معنا تابع آن است كه چه عنوانى برآن صدق كند ، و به چه قصد و نيّتى انجام گيرد ، اگر براى ديدار و جويا شدن حال باشد خوب است ، و اگر براى اذيت و آزار باشد بد و ناپسند بشمار مىآيد .
با بيان فوق پاسخ استدلال اشاعره به خوبى روشن است ؛ زيرا آن دسته از افعال و اعمال بشر كه خوبى و بدى ذاتى آنها است بههيچوجه اختلاف نظرى در مورد آنها پديد نخواهد آمد ، و يا حسب مورد رنگ عوض نمىكنند و تغيير نمىيابد . ولى البتّه دستهء ديگر به مقتضاى انطباق عناوين ذاتيّه تغيير مىيابند . اين تغيير به آن معنى نيست كه افعال بشر ، در هيچ مورد ، حائز خوبى و بدى ذاتى نباشند ، بلكه همانطور كه اشاره شد ، دستهء اوّل داراى خوبى و بدى ذاتى و ارزشهاى استقلالى هستند كه خود مىتوانند معيار افعال باشند .
نقد و بررسى استدلال عدليّه
- فرقه عدليّه با ابطال ادلّه گروه مخالف ، براى اثبات عقيده خويش چنين استدلال مىكنند كه اگر ادراك حسن و قبح ، عقلى نباشد هيچگاه نخواهيم توانست گردن نهادن به اوامر و نواهى شارع مقدّس را توجيه منطقى كنيم ؛ زيرا با