تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

تنبيه [ انواع انصراف ]

بايد توجّه داشت كه غير از ذات اقدس إله ، تمام ممكنات ، مقيّد و محدودند و لذا « اطلاق » يك امر نسبى و اضافى است . بنابراين ممكن است در مطلقى كه داراى جهات گوناگونى است ، متكلّم در جهتى از آن جهات ، در مقام بيان باشد ، ولى نسبت به جهات ديگر ، در مقام اهمال يا اجمال باشد . پس اگر متكلّمى در مطلق ، از يك ناحيه و جهت ، در مقام بيان باشد ، اطلاق فقط نسبت به مطلق در همان ناحيه منعقد مىشود ، و امّا نسبت به جهت ديگر آن در مقام اهمال يا اجمال خواهد بود و لذا اطلاق مطلق نسبت به آن جهت ، منعقد نمىشود . مثال :
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ
« 1 » اين آيه دربارهء صيد و شكار كلب معلّم ( سگى كه براى شكار تعليم داده شده ) است و مىگويد : « از آنچه كه اين سگ‌ها شكار كرده و آورده‌اند ، بخوريد » و لذا آيه تنها از جهت « حلّيّت » در مقام بيان است نه از جهت « طهارت » . يعنى مىخواهد بگويد : « شكارى كه توسط اين سگ آورده شده ، نياز به ذبح ندارد و ميته محسوب نمىشود » ، و اين دلالت نمىكند كه آن موضوع و جايگاهى كه توسط سگ گاز گرفته شده نيز پاك است . و لذا نمىتوان از جواز أكل ( كه دلالت بر حلّيّت شكار مىكند ) اطلاق گرفته و طهارت موضع را ثابت كرد . و لا يكفى كونه . . . الّا اذا كان . . . نتيجه اين شد كه ممكن است مطلقى از يك جهت در مقام بيان باشد و از جهتى در مقام اجمال يا اهمال . و استفادهء اطلاق تنها در همان جهتى كه در مقام بيان است ، صحيح مىباشد و نمىتوان از جهت ديگر ، مطلق را بر اطلاقش حمل كرد .
هامش
( 1 ) . المائدة ( 5 ) ، آيهء 4 .